روزنوشت
بسم الله...
- مطلب قبلیم قرار بود فقط یک خط باشه ولی شده یه مطلب طولانی در حدود ۶۰-۷۰ خط...
- راهی که به بهشت می رود نزدیک است...من به آن راه دور دست می روم که تنها به خدا می رسد...
پی نوشت:
-
بالاخره
برادر ما هم ثبت نام کنکورشون رو انجام دادن تا رسما یه کنکوری به حساب بیان... ایشون که در طی این ۱۷سال و ۱۰ ماه عمرشون بیشتر روی یادگیری سر کلاس تکیه کرده بودن و کتاب های درسیشون اول سال باز میشد و همون روز هم بسته میشد و حتی واسه امتحانات هم باز نمیشد شب قبل در یک اقدام انقلابی با بازکردن کتاب منطق -علوم انسانی- و بعد اون زدن چند عدد تست ناقابل رسما اعلام کردند که قصد ورود به دانشگاه را دارند!!!!!!.... همین...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:3
|لينك مطلب