تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

 
 

 

اسم کوچیک سعدی چیه؟


در زنگ ادبيات بر سر نام كوچك سعدي دعوا بود و عده اي از دوستان كه ادعاي ادبيات داشتند مطمئن بودند كه نام سعدي «مصلح الدين» نبوده و رمضان بوده ، دليل ادعايشان هم اين بيت بود كه :

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

بله! اين دوستان اديب معتقد بودند كه در لايه هاي زيرين اين بيت نام سعدي نهفته است و شما تنها كافي است طرز صحيح خواندن آن را كشف كنيد كه اينگونه است:

به جهان خور( رمضانم ) كه جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

گويا همان روز بحث نام سعدي آنقدر به درازا انجاميده بود كه استاد محترم به همراه دانشجويان كلاس جميعاً به سلف دانشگاه رفته تا ضمن خوردن نهار بالاخره تكليف نام سعدي و كتابهاي تاريخ ادبيات آينده را روشن كنند. پس از خوردن غذا، يكي ازدوستان بسيار اديب كلاس را چرت مي گيرد و مدام سرش روي سينه اش مي افتد. هر از گاهي هم نگاهي به دور و برش مي اندازد و دوباره فرو مي رود در چرت و در خواب و بيداري به ياد چلوگوشت صرف شده چيزهايي زمزمه مي كند. تا اينكه متوجه مي شود چرت او باعث خنده ديگران شده ، ناگهان جوان مصمم مي شود با بيتي روي همه را كم كند و في البداهه مي سرايد:

چون شكم پر مي شود از روغن و گوشت و برنج

مزه دارد چرتكي از گوشه يك جاي دنج

البته اهل ادب مي دانند كه براي راحت خواندن اين بيت، گوشت را بايد با لهجه تلفظ كرد يعني گشت.

 

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 13:2

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر