تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

 
 

 

استاد شهید مطهری و روایت او از حماسه حسینی


روح كه بزرگ شد، تن به زحمت مي افتد و روح كه كوچك شد ، تن آسايش مي يابد… روح وقتي كه بزرگ شد ، خواه ناخواه بايد در روز عاشورا سيصد زخم به بدنش وارد شود. آن تني كه در زير سم اسبها لگدمال مي شود ، جريمه يك روحيه بزرگ را مي دهد، جريمه يك حماسه را مي دهد…

***

همين نگاه بود كه روايت مطهري از عاشورا را از ديگر روايتهاي رايج زمان خود متفاوت كرد. استاد شهيد مطهري در كتاب حماسه حسيني به دنبال پاسخ دادن به اين پرسش بود : «چرا ظرفيت فكري و اجتماعي واقعه بزرگي مانند عاشورا، امروز آنقدر به دست ما دچار آسيب شده كه تنها به بعد مصيبت و تراژدي و صفحه سياه آن توجه مي كنيم و از صفحه سفيد و نوراني آن غافليم؟» در پاسخ به اين پرسش مهم بود كه او اثري مانند حماسه حسيني را خلق كرد و در آن وجوه ايجابي و نوراني اين حادثه الهام بخش را روشن نمود. براي همين ، دغدغه هاي اصلي مطهري را در اين كتاب،‌چنين مي بينيم : خرافه زدايي از عاشورا، توجه به ابعاد زندگي ساز و حركت آفرين عاشورا و الهام گيري از ابعاد حماسي اين واقعه.

***

تحريفهايي كه به دست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است، همه در جهت پايين آوردن و مسخ كردن قضيه بوده است، در جهت بي خاصيت كردن و بي اثر كردن قضيه بوده است و در اين امر ،هم گويندگان و علماي امت تقصير داشته اندو هم مردم.

شهيد مطهري تحريفات عاشورا را منكري مي دانست كه بايد با آن قاطعانه و مصلحانه برخورد كرد. او تحريفات را به دو دسته كلي«تحريفات لفظي» (دروغگويي درباره تاريخ و حوادث عاشورا) و «تحريفات معنوي» (القاي اهداف غيرواقعي براي نهضت حسيني) تقسيم مي كرد و مي گفت: شما بايد روضه راست بشنويد… اشكي كه از راه قصابي كردن از چشم بيرون مي آيد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد.

البته شهيد مطهري برخلاف روشنفكران غرب زده نميخواست به بهانه وجود تحريفات و اكاذيب رايج در عزاداريها ،تعلق معنوي مردم به امام حماسه سازشان را به ريشخند بگيرد. او در برابر عزاداريهاي آميخته به تحريفات تاكيد داشت كه : نبايد با اينها مبارزه كرد بايد اينها را اصلاح نمود.

نكته مهم اين است كه شهيد مطهري تحريفات معنوي را بسيار خطرناكتر از تحريفات لفظي عاشورا مي دانست. به نظر او، امام حسين (ع) آنقدر واضح  اهداف خود از اين قيام را توضيح داده است كه اگر ما دست از تنبلي و بي سوادي و عافيت طلبي برداريم، هيچ احتياجي به تفسيرهاي ناروا از اين حادثه نداريم و با همين نگاه بود كه تفسيرهاي صرفا معنوي و شخصي از اين حادثه همه جانبه و اجتماعي را نقد مي كرد.

***

شعارهاي اباعبدالله (ع) شعارهاي احياي اسلام است . اين است كه چرا بيت المال مسلمين را يك عده به خودشان اختصاص داده اند؟ چرا حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مي كنند؟ چرا مردم را دو دسته كرده اند: مردمي كه فقير فقير و دردمندند و مردمي كه از پرخوري نمي توانند از جايشان بلند شوند؟

الگوپذيري اجتماعي و حركت در مسير آزاديخواهي حسيني ، دغدغه اي بود كه مطهري داشت و مي گفت رمز اصلي عزاداري براي سيد الشهدا(ع) همين تجديد روحيه انقلابيگري و ساكت ننشستن در برابر ظلمها و انحرافهاست. او حسين (ع) را نه يك مقتول تلف شده كه بايد به حال او و خانواده اش تاسف خورد، بلكه قهرماني اجتماعي مي ديد كه ياد او بايد زنده كننده روح حماسه و عزت و سازش ناپذيري باشد.

مطهري با نگاهي دقيقتر، حادثه عاشورا هم به عنوان امر به معروف و نهي از منكر و هم به عنوان يك حركت تبليغي براي معرفي دين مي ديد وبراي همين در «حماسه حسيني » طي دو فصل مجزا و مفصل ، مباني فكري قوي خود را در دو موضوع امر به معروف و نهي از منكر و تبليغ و مبلغ مطرح كرده كه از جنبه كاربردي بسيار خواندني و شيرين هستند.

نگاه نقادانه استاد شهيد مطهري به عزاداريها و تاكيد او بر جنبه هاي الگوآفرين حماسه حسيني ،‌نه فقط در كتاب حماسه حسيني بلكه در تمامي آثار او ردپايي دارد. مثل آن جا كه مي گويد: « آيا حسين بن علي (ع) نيازي دارد كه ما و شما بياييم بنشينيم و برايش گريه كنيم ، العياذبالله ،‌عقده هاي دلش خالي مي شود؟ ...يا عقده هاي دل فاطمه زهرا(س) و حضرت امير(ع) خالي مي شود؟ ... پس مساله چيست؟ ... اسلام، اصلي دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگري ، اصلي دارد به نام حماسه شهادت... حسين (ع) حماسه شهادت است ، حسين شعار عدالت اسلامي است... تا شما نام حسين(ع) را زنده نگه مي داريد، يعني ما طرفدار عدالت اسلامي هستيم . اينكه پرچم سياه بالاي خانه تان مي زنيد يعني من وابسته حسينم. كدام حسين ؟ همان حسيني كه درراه عدالت شهيد شد.».

منبع: كتاب حماسه حسيني جلد 1

 

 ***************

پی نوشت:

۱-نمایش خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند.

۲-جاذبه خاک به ماندن می خواند، و آن عهد باطنی به رفتن...  عقل به ماندن می خواند ، و عشق به رفتن... و این هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان ، در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود.

۳-پی نوشت های دیگری هم هست که فردا نوشته میشه.

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 22:39

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر