پاياني براي شروعي ديگر...
اي برون رفته ي از قافله ي عشق ,بيا تو متــــــرس از ره پر غائله ي عشق,بيا
تا دل راه بداند که هنــــــــوزم هستيم بــــــــــاز دستار به سر,بار سفر بر بستي
هر که در بند زمانه است بماند,بي ما هر که پابسته ي خانه است بماند,بي ما
قرار بود این آخرین مطلبم باشه ولی بنا به دلایلی (که اصلی ترینش گفتگو با یکی از دوستان عزیزم بود ) فعلا از این کار منصرف شدم. البته خب یه تصمیماتی گرفتم تا ببینیم چی میشه.
بهر حال امیدوارم یه تغییراتی ایجاد کنم ... حرف خاصی ندارم... یعنی داشتم ولی خب ...
فعلا هستیم در خدمتتون... پس یه بسم الله دیگه می گم و به قولی دوباره یا علی می گم و عشق رو آغاز می کنم...

پی نوشت :
پی نوشت زیاد بود ولی خب لازم نیست فعلا بگم...
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 21:40
|لينك مطلب