تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

 
 

 

جدایی دین از سیاست؟

سیاست و اجتماع


طرح جدايى دين از سياست موضوع جديدى نيست، اين رویكرد پس از خيزش علمى اروپا در جهان غرب طرفداران زيادى پيدا كرد و عامل اصلى آن از يكسو نقايص و تحريفات پديد آمده در متون دينى مسيحيت بود كه شديداً وثاقت آنها را زير سؤال مىبرد، و از سوى ديگر عملكرد ارباب كليسا بود كه خود را نمايندگان خدا خوانده و پاپ را معصوم دانسته و با چنگ اندازى به دستگاه سياست، شديداً به ثروت انبازى، تكاثر، افزون خواهى و مصادره و تملك بی حد و حصر اراضى می پرداختند.

 چنين سيماى تيرهاى از حكومت به نام دين ضربههاى بزرگى بر پيكر دين و دين باورى وارد ساخت و روشنفكران را به انديشه بيرون راندن دين از صحنه سياست، اجتماع و حتى مسائل فرهنگى رهنمون شد. از طرفى نيز طمع ورزان دنيا طلبى كه برخى از تعاليم اخلاقى و فرهنگى دين را مانع هواهاى نفسانى خويش مىيافتند، از اين آب گل آلود ماهى گرفته و براى گسترش سلطه سرمايهدارى خود بهترين چاره را در محصور ساختن دين در زندان فرديت يافتند. مجموع اين عوامل باعث شد كه اين تفكر در جهان غرب جا بيفتد كه اساسا دين يك مسأله فردى بيش نيست و تنها تنظيم كننده رابطه فرد با خداست و قلمرو اجتماع و سياست براى آن، منطقه ممنوعه مىباشد. اشتباه بزرگ بسيارى از به اصطلاح روشنفكران جامعه ما نيز اين است كه يك اشتباه بزرگ تاريخى را كه در يكسوى عالم رخ داده تعميم مىدهند و اسلام و روحانيت را نيز با مسيحيت و ارباب كليسا مقايسه مىكنند، در حالى كه «ميان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمين تا آسمان است». با اندك تأمّلى در متون دينى مىتوان دريافت كه بسيارى از احكام نورانى اسلام، احكام سياسى و اجتماعى است و رهبران و پيشوايان دينى ما نيز چو پيامبر (ص) و اميرالمومنين (ع) عالىترين مدل حكومت را در طول تاريخ بشرى عرضه نموده و پياده كردهاند. امام امت نيز با جديت و قاطعيت، بر تفكيك ناپذيرى دين و سياست تاكيد می ورزيدند و حركت انقلابى ايشان نيز پرتوى از همين طرز تفكر بود. ليكن در اينجا بايد متوجه بود كه نه سياست لزوماً دغلبازى و نيرنگ است و نه سياست دينى با اين روش همخوانى دارد، بلكه اساساً تعريف سياست و منش سياسى در نگاه دينى با نگرش سكولار كاملاً متفاوت است.

نكته ديگر اين كه براى زدودن شبهات و پيرايه ها از دين، بايد جلوى سوء استفاده از دين را گرفت نه اين كه تعاليم سعادتبخش اجتماعى و سياسى آن را كنار زد.

 

  نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:3

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر