تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

 
 

 

در مورد یه خبر: مبارزه با بدحجابی یا ترویج بی حجابی

سیاست و اجتماع


چند وقت قبل یک خبری منتشر شد که در میان خیلی از خبرها خیلی جلب توجه می نمود:

 "آغاز طرح مبارزه با بدحجابي". بعضي از سايتهاي خبري نيز اقدام به ارايه گزارش و تحليل در اين زمينه نموده بودند. در اين طرح نيز مانند هميشه تخصص مسوولين ما در "دميدن وارونه شيپور"، آشکار و عيان است. با گذشت بيش از 28 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هنوز تفکر "برخورد با معلول" سرفصل همه ي پروژه ها و طرحهاي اينچنيني است. فقط خدا آگاه است که چند سال زمان براي آگاه شدن مسوولين ما لازم است. آگاه از اينکه به جاي "معلول"، بايد با "علت" مبارزه کرد. در اين مجال کوتاه قصد تحليل و واکاوي موضوع از منظر روانشناختي و اجتماعي را ندارم، چه از تخصص من نيز خارج است. من تنها مي خواهم به اين موضوع بپردازم: "چرا انتظار رعايت حجاب را داريم؟" و "مگر حجاب يک هنجار است؟"  



تا آنجا که اطلاع دارم ،حداقل پس از رحلت امام(ره)، در همه رسانه هاي اين مرز و بوم، حفظ حجاب يک هنجار نبوده است. بلکه در مواردي مانند يک ناهنجاري اجتماعي با آن برخورد شده است. شايد با خواندن اين مطالب، متهم به بدبيني و اغراق شوم، ولي باور کنيد که اينگونه نيست. در تمامي اين سالها، حجاب در رسانه ملي ! نماد فقر، جرم و جهل بوده است. در قوه قضاييه ما، چادر (به عنوان يکي از انواع حجاب و به فرموده رهبر، کاملترين نوع آن) لباس مجرمين زن بوده است. حتما تصاوير زنان مجرم در چادرهاي زندان را ديده ايد. تفسير اين اتفاق بسيار ساده است: "بدحجابي، لباس آزادي است و حجاب لباس زندان، حجاب هزينه انجام جرم در جمهوري اسلامي است." در سيماي جمهوري اسلامي نيز، عفاف به بهترين! وجه ممکن تبليغ مي شود. کافي است 24 ساعت همه سريالهاي داستاني را دقيقا زير نظر بگيريد. دختران فقير، کم سواد و... حجاب کاملي دارند و دختران دانشجو و زنان تحصيل کرده، مطابق "مد" لباس مي پوشند. بگذريم از اينکه اخيرا عده اي از کارگردانان باهوش ! اقدام به ترويج حجاب کرده اند و چادر بر سر هنرپيشه هاي آوانگارد ! کشيده اند. چيزي شبيه به قرآن خواندن يزيد در راستاي ترويج قرآن !

براي دختران جامعه ما، فلسفه حجاب روشن نيست. هيچ کس تا به حال دليل حفظ حجاب را براي آنها بيان نکرده است. تحليلگران جامعه ما، پرواز حشرات در جنگلهاي ماداگاسکار را نيز مورد تحليل قرار مي دهند ولي افسوس از نقد کارشناسي. بگذريم از ضد تبليغ ها. از کساني که هميشه تنذير مي کنند و هيچگاه مبشر نيستند. آنانکه بدحجابي را به آتش جهنم وعده مي دهند و فراموش کرده اند که مي توان به جاي وعده جهنم براي بي حجابان، وعده رحمت به اهل حجاب داد.

بگذريم از وضعيت دانشگاهها که بسياري از دانشجويان دختر با حجاب وارد مي شوند و بي حجاب خارج مي شوند. و اين لابد معلول شرايط دانشگاه است. لابد معلول برخورد اساتيد و دانشجويان و جو عمومي دانشگاه است. هرچه هست احتمالا دختران دانشجو از داشتن حجاب خجالت مي کشند.

تعجب من از خواهران با حجاب است، دختراني که ترجيح مي دهند انسانيتشان مورد توجه قرار بگيرد و نه جنسيتشان. چرا در برابر هجمه سنگين به حجاب ساکت بوده اند؟ چرا به روشنگري نپرداخته اند؟ چرا به ديگران توضيح نداده اند که چرا بايد حجاب داشته باشند و اصلا شايد مشکل از انزواي با حجابان آغاز شده باشد.

هر چه هست راه برخورد با بدحجابي، برخورد با بدحجابان نيست. تجربه هاي اينگونه ثابت کرده که اين طرز برخورد موجب ترويج بدحجابي است. باور کنيد با اين روشها، در خوشبينانه ترين حالت، فقط براي کوتاه مدت مي توان اوضاع را بهبود بخشيد. بايد فکري به حال بي هويتي و عدم احساس کرامت در بسياري از افراد جامعه کرد. باور کنيم که دخترکان بدحجاب، مجرم نيستند. تنها صورتي از وقوع جرمند. مسوولين محترم، يکبار هم که شده به درمان بپردازند و نه تجويز مسکن. يکبار هم که شده به رهنمودهاي رهبري توجه کنند....

باور کنيم که اگر فلسفه حجاب و دلايل حفظ آن تبيين شود، تنها قليلي بدحجاب مي مانند. انگشت شماراني که با اساس اسلام عناد دارند. ولي در حال حاضر بسياري از دختران و زنان معصوم، به دليل جهل و ناآگاهي، کم کاري مسوولين و دهها دليل ديگر، دوستدار اسلامند ولي اهل حجاب نيستند. راه ارشاد اين گروه، تهديد و فشار و بازداشت نيست. راه برخورد "موعظه حسنه" است. موعظه حسنه، تبيين فلسفه حجاب است. بيان فرهنگ عفاف است. و براستي ما در حوزه هاي علميه، در مراکز فرهنگي و سازمان تبليغات اسلامي و... چند واعظ اينگونه داريم؟ اصلا وظيفه حل اين مشکل، بر عهده سازمان تبليغات ، وزارت ارشاد، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، صداوسيما و نهادهايي از اين دست است؟ يا بر عهده نيروي انتظامي ؟

هرچند که مي دانم انتظار حل ريشه اي مشکلات و برخورد با علتها از مسوولين، انتظار نامعقولي است. و شايد اين بار نيز اين گره، به دست رييس جمهورمان باز شود. او مي داند که جوانان ممکن است ناآگاه باشند، بي اطلاع و سهل انگار باشند ولي عناد ندارند و در خدمت اسلام و انقلابند. که اگر اينها را نمي دانست، محبوب جوانان نبود.

عکس تزئینی است

 

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 19:14

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر