تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

 
 

 

ای شارلاتان! حالا دیگه عصای كور می دزدی؟!

دل نوشت


  • چند روز پیش خوندم که محمدرضا کثرانی هم بند احمد باطبی توی یه یادداشت حسابی صداش  در اومده از دروغ های شاخدار احمد باطبی بعد از سفرش  به آمریكا درباره مبارزه دانشجویی و شكنجه شدنش  :


چند روز پس از آن كه باطبی (از عوامل آشوب های خیابانی تیرماه 78) در گفت وگو با تلویزیون صدای آمریكا ادعا كرد «در ایران تحت شدیدترین شكنجه های فیزیكی و روانی قرار گرفته»، محمدرضا كثرانی از بازداشت شدگان حوادث پس از 18 تیر و هم بند باطبی در زندان طی مطلبی در وبلاگ خود نوشت «باطبی یكی از شارلاتان های سیاسی است كه می خواهد به بهانه 18تیر از خود اسطوره بسازد. او كه اكنون در خارج از كشور به سر می برد، هیچ پیش زمینه سیاسی نداشت و در سیلاب اعتراض افتاد.»
وی می نویسد: باطبی در طول بازداشتش در توحید هرگز شكنجه نشد. او در مقابل بازجو داد می زد غلط كردم، ]...[ خوردم. سرانجام بازجوئیش ختم به خیر شد و در آستانه آزادی قرار داشت كه عكسی كه در نشریات خارجی چاپ شده بود، كار او را مختل كرد و منجر به حكم زندان او شد.
هم بند باطبی در ادامه خاطراتش می نویسد: در روزهای اولیه زندانی شدنمان، بعد از اینكه همه از توحید آمده بودیم به اوین، باطبی و شخص دیگری كه با او بود می گفتند كه شكنجه نشده اند... اما او در ملاقات با لیگابو (فرستاده سازمان ملل) و نامه پراكنی های متعدد از وضعیت بد و دروغین خود همانند اعتصاب غذای نكرده و غیره خبر می داد و از تلفن زندان به همراه شخص دیگری اقدام به مصاحبه یا نشرنامه می كردند كه در زندان خود من به آنها گفتم عزیزان! این تلفن برای این است كه شما استفاده ناصحیح بكنید و بگویند كه اگر زندان های ما مخوف است چطور از زندان با بیرون مصاحبه یا نامه نگاری می شود. كه با تعجب دیدم آقای باطبی یقه مرا گرفت و گفت احمق! اگر تو می خواهی مبارزه كنی بكن من ]...[ می خورم مبارزه كنم. من می خواهم از زندان برم بیرون. من مبارز نیستم اشتباه گرفتید. چه خبرهای دروغین كه او و شخص دیگر از زندان به بیرون ندادند اعم از اعتصاب غذا و وخامت حال و احوالشان.
كثرانی در پایان ذكر خاطراتش كه حاوی ستایش از خویش است، می نویسد: آقای باطبی! آقای اسطوره پفكی! آیا از چشمان نابینای مهندس میثمی خجالت نمی كشی كه سند ایشان وثیقه آزادی تو بود الان ایشان در رابطه با حماقت تو باید چوب بخورد؟ ای اسطوره های مقاومت، ای كیسه های عقده و خود كم بینی چه سان بی وجدانی را پیشه كردید. احمدجان تو مصداق همان شعری هستی كه میگوید: در این شهری كه مردانش! عصا از كور می دزدند، دریغا من محبت جستجو كردم. و تو ای سراپا اسطوره عصا را دزدیدی آن هم چه نامردانه. و جای تو همان جاست كه هستی .

 

  •  پی نوشت:
  •   بهنام جان جواب   نوشته تو بهت دادم توی وبلاگت...اینم فکر کنم حرفای جالبی داره که بخونی بد نیست...
  • اون آقایی هم که اومدن اینجا و فحاشی کردن و  رفتن خطاب بهشون میگم  این آزادیه بیانی که شما ازش دم  می زنین همینه نه؟هرچی دلتون بخواد بگین و اگه مخالف چیزی  گفت با فحش  جوابشو بدین... آفرین ...براتون آرزوی موفقیت نمیکنم چون هیچ وقت موفق نمیشین توی این کشور غلطی کنین..ولی آرزوی شفای عاجل از خدا می کنم براتون که شفاتون بده...
  • جناب آقای فحاش عزیز!  این احتمالا همون فرهنگیه که شما  از  کوروش و داریوش کبیر به ارث بردینه نه؟                

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:4

     |لينك مطلب

 

 

احمد باطبی به قلم حسین درخشان

سیاست و اجتماع


  • بسم الله...
  • عجب دوره زمونه ای شده...امروز سری زدم به وبلاگ حسین درخشان که در مورد فرار احمد باطبی  قهرمان جریانات  ۱۸تیر یادداشتی رو نوشته بود...حسین درخشان که ضدیتش با جمهوری اسلامی بر همه ی ملت معلومه خیلی جالب مساله ی فرار احمد باطبی رو  توضیح داده...فکر کنم  بهتره اصل مطلب رو خودتون بخونید:
  •  

خیلی خوشحالم که باطبی هم از ایر ان فرار کرد و با کله رفت توی بغل وزارت خارج ه‌ی آمریکا تا مردم ساده و خوش‌قلب و ضعیف‌پرست ایران با چشم خودشان ببینند که الکی نبود که جمهوری اسلامی ماجرای ۱۸ تیر و بخصوص از آنجایی که از داخل محوطه‌ی دانشگاه بیرون آمد را یک پروژه‌ی اسراییلی-آمریکایی برای براندازی می‌دانست. کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که رهبران آن الان کجا هستند. علی افشاری و اکبر عطری و منوچهر محمدی و احمد باطبی و محسن سازگارا الان کجا و در استخدام چه کسی هستند و در رسانه‌های کدام کشور شب و روز دارند به نفع چه کسانی دروغ و تحلیل می‌بافند. احمد باطبی

ولی جنبه‌ی جالب دیگری هم از ماجرا آشکار شده است و آن رابطه‌ی «روز آن‌لاین» و «وزارت خارجه‌ی آمریکا» است. البته هیچ سند محکمه پسندی هنوز از این رابطه در دست من نیست، ولی خیلی آدم باید ساده باشد که یک سری واقعیت‌های اخیر را تصادفی بداند. ببینید چند نفر در این یک سال اخیر از «روز» به عنوان نردبان رسیدن به آغوش گرم جورج بوش استفاده کرده‌اند. (از حسن زارع زاده و روزبه میرابراهیمی بگیرید تا آرش سیگارچی و سولماز شریف و همین احمد باطبی.) ببیند چند نفر از همین بی‌آبروها همزمان با یا پس از استخدام در ان.ای.دی یا صدای آمریکا یا دیگر سازمان‌هایی که مستقیما توسط دولت آمریکا تامین مالی می‌شوند یا همزمان برای «روز» هم می‌نویسند. (از علی افشاری و فریبا داوودی مهاجر بگیرید تا مهرانگیز کار و عباس میلانی.) حتما هم یادتان هست اولین جایی که عبدالمالک ریگی تروریست را به عنوان قهرمان ملی مطرح کرد و مستقیما با او مصاحبه‌ی تلفنی کرد همین «روز» حسین باستانی بود. (البته بعدا آنقدر گندش درآمد که نوشابه‌ی امیری که آن مصاحبه را با اسم مستعار مریم کاشانی انجام داده بود پس از افشاگری «انتخاب» به غلط و توبه افتاد.) مطالب امید معماریان را هم لابد با اسم مستعار تابلوی وحید ثابتان دیده‌اید که از بس ضد ایران و جنگ‌طلبانه و مطابق با بر سیاست‌های آمریکا آمریکا است خودش هم جرات نکرده اسم واقعی‌اش را پای آنها بگذارد. (فقط نگاهی به آرشیو روی جلدهای «روز» بیندازید تا ببینید چه می‌گویم.)

اتفاقات عجیب و غریب این چند چند سال مرا به این تئوری رسانده است که آمریکا بخشی از پول‌ها و حمایت‌هایی را که از گروه‌های برانداز و آشوب‌گر ظاهرا دانشجویی و حقوق زنانی و کارگری و اقلیت‌های قومی می‌خواهد بکند به چندتا کشور اروپایی واگذار یا اصطلاحا «آوت‌سورس» (Outsource) کرده است. چون فهمیده که مردم و حکومت ایران آن‌قدر هم که فکر می‌کنند ببو نیست که دست آمریکا را پشت این بازی کثیف نبیند. ولی هنوز هم فکر می‌کنند می‌تواند سر ما را شیره بمالد و خودش را پشت وزارت‌های خارجه‌ی سوئد و نروژ و هلند و فرانسه و انگلیس مخفی کند. ولی به هر حال ماه پشت ابر نمی‌ماند و کم‌کم این ماسک حقوق بشری اروپایی امثال «حسین باستانی» هم روزی که ایران اتحادیه‌ی اروپا را از آمریکا دور کرد به زمین خواهد افتاد و سیاهی به چهره‌ی این حرام‌زاده‌های وطن‌فروش پست خواهد ماند.

فعلا که احمد باطبی، قهرمان قلابی و آمریکایی «جنبش دانشجویی»، پس از فرار کردن از ایران و سوء استفاده از اعتماد لطف‌الله میثمی که سند خانه‌اش را برای باطبی گرو گذاشته بود، با کلی اضافه وزن ناشی از شکنجه‌های طاقت‌فرسا در ایران، به آغوش گرم لیلی مظاهری و کاندی رایس رسیده است و داد حامیان خوش‌قلب و ساده‌دل و جاه‌طلب سابقش را هم در آورده است.

 

  • پی نوشت:با خودم گفتم عجب  زمونه ای شده...اینا خودشون هم می دونن چه خبره و وقتی ما میگیم وابسته ی غرب بی دلیل نمیگیم...
  • فیلم گفتگوی احمد باطبی با فکر میکنم صدای آمریکاست ...ببینید عجب شکنجه های جمهوری اسلامی بهش ساخته که اینقدر چاق شده....
  •  خودمونیما عجب زمونه ای شده
 

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:15

     |لينك مطلب

 

 

ما هم رفتنی شدیم...

شخصی


  •  سلام بر رجب المرجب و سلام بر رجبیون.
  • بالاخره ما رو هم آدم حساب کردن...
  • می گن ماه رجب ماه پر خیر و برکتیه و همین روز اول این خیر و برکتش رو به من نشون داد...
  • هفته پیش زنگ زدند از رادیو معارف...در رابطه با جشنواره وبلاگ نویسی بوی سیب....مقام آورده بودم...
  • دعوت کردن واسه اختتامیه .....
  • چهارشنبه و پنجشنبه تهران بودم .... اختتامیه عصر پنجشنبه توی تالار کوثر صدا و سیما برگزار شد....
  • عجب مراسمی بود...عجبش واسه اینه که هم مهدی نیکخواه رو دیدم هم محمدحسین طاهری... و جالبتر اینکه توی بخش ادبیات عاشورایی محمدحسین طاهری اول کشور شد و من رتبه دوم شدم....
  • جایزه مون سفر کربلاست...
  • به خودم گفتم عجب ، آقا امام حسین ما رو هم قاطی آدم ها بالاخره حساب کرد و دعوتمون کرد...
  • به خودم گفتم باید از این به بعد بیشتر حواست جمع باشه....
  • قبل از شروع مراسم آقای فخری رو دیدم...مدیر پارسی بلاگ...رفتم پیشش نشستم و خودمو معرفی کردم و بابت مطلبی که سال قبل نوشته بودم علیه پارسی بلاگ و دفتر توسعه وبلاگ دینی ازش عذرخواهی کردم و خواستم حلالم کنه...با روی باز باهام برخورد کرد....خیالم راحت شد...
  • ....................
  • یاد این افتادم....بوی سیب سرخ

 بوی سیب سرخ می آید از آن شش گوشه ی روشن...

 

 

  نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 12:7

     |لينك مطلب

 

 

سوم تیر مبارک....

سیاست و اجتماع


چشم برهم زدیم،سومین سالگرد حماسه سوم تیر هم فرا رسید و یکی از روزهای رسالت ما ... یادش بخیر آن همه هیاهو و شور و اشتیاق انتخاباتی...حرفهای گفته و ناگفته درباره دولت نهم، خصوصا شخص دکتر احمدی نژاد فراوان است و خیلی ها هم در طول این ۳ سال به خوبی هویت و چهره واقعی خود را نشان داده اند، اما این راهی که دکتر احمدی نژاد در حال طی کردن آن است و خیلیها بر سر آن سنگ می اندازند، نیاز به تحلیل و روشنگری دارد.

از وبلاگ نویسان متعهد و دلسوز که همیشه اسلام ناب محمدی (ص) را یاری کرده و حق را تنها نگذاشته اند، دعوت می کنم در یادداشتی به مناسبت سوم تیر در وبلاگ خود، به هر تعداد از سوالات زیر پاسخ دهند. و حداقل از ۳ نفر از وبلاگنویسان و دوستان خود نیز با ذکر نام وبلاگ، دعوت به نوشتن کنند

تا این پاسخ های ما، هم نشانه ای بر "بودن" ما باشد و هم تحلیلی بر وقایع چونگی پیمودن راه ما؛

باید تاریخ حرکت انقلابی ملت را فاتحان ثبت کنند

۱- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی يا احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟

۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟

۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟

۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟


۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟

۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟

۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟

۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟

۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟

۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟

پی نوشت:

  • حامد طالبی  عزیز این حرکت رو شروع کرد...منم از دانشجوی بسیجی غرب زده ، شازده کوچولو ، گلبرگ ، خصوصی نیست و اصل مطلب آقازاده دعوت میکنم توی این حرکت وبلاگی شرکت کنند و حداقل سه نفر دیگه رو هم دعوت کنند.
  • احتمالا مطلب بعدیم در خصوص خنثی شدن طرح ربودن و ترور احمدی نژاد در عراق و طرح ترور او در اجلاس جهانی فائو در ایتالیاست....
  • دو سه روز قبل برای محمدعلی ابطحی معاون اسبق خاتمی نوشتم:تفکرات امام از طرف شما در خطره يا از طرف فرقه به اصطلاح مصباحيه! نمونه اش: شما به ولايت فقيه اعتقاد داريد يا آقای مصباح؟ ميتونيد اينو رد کنيد که آقای مصباح به ولايت فقيه اعتقاد ندارند و آیا می تونید ثابت کنید شما اعتقاد دارید؟..... میدونید جوابشون چی بود؟ هیچی...حتی کامنت منو تایید نکردن که توی وبلاگشون نمایش داده بشه بلکه بقیه بدونن چنین سوالی مطرح شده...آزادیه بیانه دیگه...
 

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:12

     |لينك مطلب

 

 

بیانیه انجمن وبلاگ نویسان فرزندان روح الله در پی حمله گستاخانه محتشمی پور به آیت الله مصباح

سیاست و اجتماع


حمله و هجمه گستاخانه "علی اکبر محتشمی‌پور" به آیت الله مصباح یزدی در مراسم بزرگداشت رحلت حضرت روح الله!! بار دیگر نشان داد که دشمنان نادان تفکر جهانی خمینی کبیر، لباس و جایگاه نمی‌شناسند و حتی هستند افرادی که با لباس پیامبر، به مدافعان اصیل اسلام ناب محمدی(ص) و تفکر انقلابی و جهان‌شمول معمار انقلاب اسلامی ایران، تعرض و هتاکی می‌کنند و چه شباهتیست بین آنها و اصحاب سقیفه!

در راستای این اقدام تأسف برانگیز و جاهلانه، انجمن وبلاگ‌نویسان "فرزندان روح الله" بیانیه‌ای را به این شرح صادر نمود:

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگی به بنيادهای اسلام ناب محمدی از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده‌ی انقلاب؛ در داخل مرزهای ايران اسلامی نيز حنجره‌هایي تيغ فحاشی و انكار بر روی فرزندان حقيقی روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كسانی كه صرف همراهی جسمانی با خميی كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي‌های تاريخی است كه نياز به تفسيرهای منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشانی از آرمان و دغدغه‌ی آن يگانه‌ی دوران داشته‌اند كه برای جوانان امروز مغتنم باشند.

آقای محتشمی كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان می‌گذرد، هيچ‌گاه از شما نه سخنی شنيده‌ايم كه بوی شميم خمينی دهد و نه خطی خوانده‌ايم كه اثر ملكوتی او را در دل و جان زنده كند.

عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خمينی را پيوسته به موزه تاريخ می‌دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقای حزبی‌تان فقه را پست‌ترين علوم خواندند، برآشفتيد.

آيا در آن گاه دردناک، هيچ احساس خطری برای انديشه امام، غيرت انقلابی‌تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمی!
 خاطره‌‌ی تاريخی فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت‌های مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمی!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است؛ چه چيز را از شما گرفته‌اند كه اكنون اين‌گونه فرياد می‌زنيد؟
اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامی دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده‌اند و در فقدان علمايی چون استاد شهيد مطهری و علامه طباطبايی، جوانان را به سمت شخصيت‌های درخشانی چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده‌اند و شعارهاي انقلاب را زنده‌تر از گذشته دانسته‌اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته‌اند، شما را كدام انحراف از انديشه‌های امام برآشفته است؟
عجيب نيست؛ جز شما كسان بسياری به فغان آمده اند.
همان‌ها كه از ابتدا ناله‌های خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را به شما يادآوري مي‌كنیم:
«فمن نكث فانّما ينكث على نفسه».
آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمی!
شما روزه خود را شكسته‌ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يک ريزش ديگر كرده‌ايد.
شما را نصيحت می‌كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجويی‌هاي سياسی كوناه بياييد، لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته - به لطف و تائيدات خداوند متعال - حافظ انقلاب و آرمان‌های خميني كبير(ره) هستند.

 انجمن وبلاگ‌نويسان فرزندان روح الله

پی نوشت:

در پایان از کلیه وبلاگ‌نویسان متعهد در‌خواست می‌شود با انتشاراین بیانیه در وبلاگ خود، موضع روشن و بدون تسامح و تساهل خود را در برابر هتاکان به مدافعان اندیشه ناب حضرت روح الله، نشان دهند.

 
 

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:47

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر