تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  |  درباره من  |  تماس با من

 

گزارش نيوزويك از برتري احمدي نژاد در انتخابات آينده
بيمه همه ايرانيان فاقد بيمه با ماهي 2750 تومان
سر خم مي سلامت شكند اگر سبويي
مأموريت ويژه سخنگويان داخلي امريکا؛ لوث کردن توطئه ترور احمدي‌نژاد
دولت با شجاعت طرح تحول اقتصادي را مطرح كرد
چوب لای چرخ دولت نگذارند، طرح تحول اقتصادی موفق خواهد بود
طرح تحول اقتصادی موجب افزایش کارآیی و رفاه خانوارهای کم درآمد
يك استاد دانشگاه:طرح اقتصادي دولت آثار ضد تورمي دارد
مقاله ای مهم درباره رهبر انقلاب
مقاله ای مهم درباره رهبر انقلاب
آرشيو پيوندهاي روزانه
 
 

 

بخوان به نام پروردگارت که...

دل نوشت


 پرده اول:

آن زمان كه هيچ كس نبود، حتي زمان هم نبود، نمي دانم كجا ،‌اما يك جايي آن بالاها - نه- هنوز بالا و پاييني هم نبود، حرف نبود، كلمه نبود، نه شب بود و نه روز، اصلا هيچ چيز نبود، اما خدا بود . فقط خدا.

و خدا آفريد ، زمان و مكان را، شب و روز را، كلمه را، آدم را و سيب را.

پرده دوم:

يك شب كه مثل همه شب ها نبود، مردي كه مثل همه مردم نبود، در غاري كوچك ، به چيزي كه هيچ كس نمي داند ، فكر مي كرد، كه ناگهان ، نوري از آسمان نازل شد. آن نور فرشته اي بود كه از طرف خدا براي آن مرد نامه اي آورده بود. پيش از آن هم خدا چند بار براي آدم نامه فرستاده بود. اما اين دفعه فرق مي كرد چون قرار بود آخرين نامه باشد. فرشته گفت : بخوان. اما آن مرد كه خواندن بلد نبود. خدا كه از آن بالا همه چيز را تماشا مي كرد - نمي دانم چطور- اما كاري كرد كه مرد توانست بخواند و او نامه خدا را خواند: « بخوان به نام پروردگارت كه تو را آفريد…» و آن مرد پايين رفت تا برود وآخرين نامه خدا را براي همه بخواند.

پرده آخر:

اگر دلت گرفته است و نمي داني چرا، اگر از بي وفايي دنيا و آدم هايش حالت گرفته است ، اگر جواني را سوار زانتيا مي بيني و فكر مي كني حقت را خورده اند، اگر سربازی یا دانشجو و دلت براي دست هاي خسته پدر و نگاه مادر تنگ شده است و مي سوزد. اگر گمان مي كني چيزي را گم كرده اي و نمي داني چيست، اگر مي خواهي داد بزني يا بلند بلند گريه كني و نمي تواني ، اگر فكر مي كني دوره ليلي و مجنون سر آمده است ، اگر غروب جمعه ها دلت بي بهانه تنگ مي شود، اگر چند وقت است دلت را در جايي جا گذاشته اي و فكر مي كني عاشق شده اي، اگر فكر مي كني تنهاترين آدم روي زميني يا از چيزي شانس نياورده اي ، اگر دلت پر است از حرف هايي كه به هيچ كس نمي تواني بگويي و اگر…

يك شب وقتي همه خوابيده اند، و فقط تو مانده اي و سكوت و ستاره ها، آخرين نامه خدا را بخوان. بخوان به نام پروردگارت… و اولين جواب را براي آخرين نامه خدا بنويس. بنويس به نام پروردگارت … و مطمئن باش خدا از آن بالا همه چيز را تماشا مي كند.

پي نوشت: اين يادداشت از آرشيو خرداد ماه وب نوشت انتخاب شده است.

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:23

     |لينك مطلب

 

 

واکنش منتقدان سینمای جهان به تحریف تاریخ ایران

فرهنگ و هنر


با‭ ‬اكران‭ ‬گسترده‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬صورت‭ ‬گرفت
واكنش‭ ‬منتقدان‭ ‬سينماي‭ ‬جهان‭ ‬ به‭ ‬تحريف‭ ‬تاريخ‭ ‬ايران

فيلم‭ ‬خشونت بار‭ ‬و‭ ‬سرشار‭ ‬از‭ ‬جلوه هاي‭ ‬ويژه‭ ‬‮«۰۰۳»‬،‭ ‬در‭ ‬حالي‭ ‬كه‭ ‬تنها‭ ‬‮٣‬‭ ‬روز‭ ‬از‭ ‬نمايش‭ ‬عمومي‭ ‬آن‭ ‬مي‮ ‬گذرد،‭ ‬با‭ ‬‮٠٧‬‭ ‬ميليون‭ ‬دلار‭ ‬فروش،‭ ‬توانسته‭ ‬است‭ ‬گيشه‭ ‬سينماها‭ ‬در‭ ‬بازار‭ ‬آمريكاي‭ ‬شمالي‭ ‬را‭ ‬فتح‭ ‬كند‮.‬‭ ‬به‭ ‬گزارش‭ ‬رويترز،‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬بيش‭ ‬از‭ ‬‮٠٠١٣‬‭ ‬سالن‭ ‬به‭ ‬نمايش‭ ‬درآمده‭ ‬است،‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬فيلم هاي‭ ‬‮«‬ماتريكس‮»‬‭ ‬و‭ ‬‮«‬رنج هاي‭ ‬مسيح‮»‬،‭ ‬سومين‭ ‬فيلم‭ ‬درجه‭ ‬R‭ ‬‮(‬خشونت آميز‮)‬‭ ‬تاريخ‭ ‬سينما‭ ‬شده‭ ‬،‭ ‬كه‭ ‬بيشترين‭ ‬فروش‭ ‬افتتاحيه‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬خود‭ ‬كرده‭ ‬است‮.‬‭ ‬اين‭ ‬در‭ ‬حالي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬بسياري‭ ‬از‭ ‬ايرانيان‭ ‬مقيم‭ ‬كشورهاي‭ ‬خارجي‭ ‬و‭ ‬حتي‭ ‬داخل‭ ‬ايران،‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬نمايش‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬واكنش هاي‭ ‬متفاوتي‭ ‬داشته‭ ‬و‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬محكوم‭ ‬كرده اند‮.‬‭ ‬از‭ ‬طرفي‭ ‬منتقدان‭ ‬‮٣‬‭ ‬روزنامه‭ ‬آمريكايي‭ ‬و‭ ‬برخي‭ ‬صاحب نظران‭ ‬غربي‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬مجموع‭ ‬اثري‭ ‬اغراق آميز،‭ ‬مشمئزكننده،‭ ‬مغرضانه‭ ‬و‭ ‬بسيار‭ ‬احمقانه‭ ‬ارزيابي‭ ‬كرده اند‮.‬‭ ‬به‭ ‬گزارش‭ ‬ورايتي،‭ ‬‮«‬كلوديا‭ ‬پويك‮»‬،‭ ‬منتقد‭ ‬روزنامه‭ ‬‮«‬يواس تودي‮»‬،‭ ‬درباره‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬جنجال برانگيز‭ ‬نوشته‭ ‬است‮:‬‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬يك‭ ‬اكشن‭ ‬حماسي‭ ‬كاملا‭ ‬غلوآميز‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬برخي‭ ‬جهات‭ ‬مشمئزكننده‭ ‬و‭ ‬گيج كننده‭ ‬مي‮ ‬باشد‮.‬‭ ‬وي‭ ‬مي‮ ‬افزايد‮:‬‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬در‭ ‬حقيقت‭ ‬بيشتر‭ ‬به‭ ‬يك‭ ‬بازي‭ ‬كامپيوتري‭ ‬خشن‭ ‬نقش‭ ‬بسته‭ ‬بر‭ ‬پرده‭ ‬بزرگ‭ ‬سينما‭ ‬مي‮ ‬ماند‮.‬‭ ‬اگر‭ ‬شما‭ ‬يك‭ ‬بازيگر‭ ‬كاركشته‭ ‬بازي‮ ‬هاي‭ ‬كامپيوتري‭ ‬نباشيد،‭ ‬در‭ ‬پيچ‭ ‬و‭ ‬خم‭ ‬فيلمنامه‭ ‬خشن‭ ‬و‭ ‬تاريك‭ ‬‮«٠٠٣»‬،‭ ‬در‭ ‬همان‭ ‬لحظات‭ ‬نخست‭ ‬بازنده‭ ‬اين‭ ‬بازي‭ ‬خواهيد‭ ‬بود‮.‬‭ ‬‮«‬ادي‭ ‬ماستر‮»‬،‭ ‬منتقد‭ ‬سينمايي‭ ‬روزنامه‭ ‬لس آنجلس‭ ‬تايمز‭ ‬نيز‭ ‬درباره‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬مي‮ ‬نويسد‮:‬‭ ‬داستان‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬يك‭ ‬داستان‭ ‬شبه اسطوره اي،‭ ‬از‭ ‬رشادت‭ ‬و‭ ‬فداكاري‮ ‬ها‭ ‬و‭ ‬دربرگيرنده‭ ‬برخي‭ ‬نشانه هايي‭ ‬است،‭ ‬كه‭ ‬ممكن‭ ‬است‭ ‬تماشاگر‭ ‬به‭ ‬واسطه‭ ‬آنها،‭ ‬به‭ ‬ياد‭ ‬جنگ‭ ‬عراق‭ ‬بيفتد‮.‬‭ ‬‮«‬اسپارت»ها‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬همچون‭ ‬نيروهاي‭ ‬آمريكايي‭ ‬هستند‭ ‬كه‭ ‬يك‭ ‬مقام‭ ‬مستبد‭ ‬را،‭ ‬از‭ ‬اريكه‭ ‬قدرت‭ ‬به‭ ‬زير‭ ‬مي‮ ‬كشند‮.‬‭ ‬‮«‬تام‭ ‬جونز‮»‬،‭ ‬منتقد‭ ‬روزنامه‭ ‬نيويورك‭ ‬تايمز‭ ‬نيز‭ ‬در‭ ‬خصوص‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬معتقد‭ ‬است‭ ‬كه‮:‬‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬به‭ ‬اندازه‭ ‬فيلم‭ ‬‮«‬آپوكاليپتو‮»‬‭ ‬جديدترين‭ ‬ساخته‭ ‬‮«‬مل‭ ‬گيبسون‮»‬‭ ‬و‭ ‬يا‭ ‬حتي‭ ‬بيشتر‭ ‬از‭ ‬آن؛‭ ‬خشن،‭ ‬سياه نما‭ ‬و‭ ‬وحشيانه‭ ‬است‮.‬‭ ‬وي‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬مي‮ ‬افزايد‮:‬‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬كه‭ ‬اقتباسي‭ ‬از‭ ‬رمان‭ ‬‮«‬فرانك‭ ‬ميلر‮»‬‭ ‬و‭ ‬‮«‬لين‭ ‬فارلي‮»‬‭ ‬است،‭ ‬در‭ ‬حقيقت‭ ‬تصويري‭ ‬اغراق آميز‭ ‬و‭ ‬تحريف‭ ‬افتخار‭ ‬و‭ ‬خيانت‭ ‬است‮.‬‭ ‬در‭ ‬واكنش‭ ‬به‭ ‬اكران‭ ‬عمومي‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬،‭ ‬سايت‭ ‬سينمايي‭ ‬‮«‬مووي‭ ‬آنلاين‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬آورده‭ ‬است‮:‬‭ ‬‮«‬ژاك‭ ‬اسنايدر‮»‬‭ ‬با‭ ‬ساخت‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬به‭ ‬لحاظ‭ ‬حرفه اي،‭ ‬به‭ ‬كارنامه‭ ‬خود‭ ‬خدشه اي‭ ‬جدي‭ ‬زده‭ ‬است‮.‬‭ ‬
‮«‬الكس‭ ‬ماركسون‮»‬‭ ‬منتقد‭ ‬سينمايي‭ ‬‮«‬واشنگتن پست‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬در‭ ‬واكنش‭ ‬به‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬نوشته‭ ‬است‮:‬‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬شامل‭ ‬داستان،‭ ‬بازي‭ ‬بازيگران‭ ‬و‭ ‬گفتگوهاي‭ ‬خام‭ ‬و‭ ‬نسنجيده‭ ‬است‮.‬‭ ‬اگر‭ ‬شما‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬تماشاگر،‭ ‬اين‭ ‬نكات‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬فيلم‭ ‬بگيريد،‭ ‬هيچ‭ ‬چيز‭ ‬ديگر،‭ ‬جز‭ ‬يك‭ ‬كارگرداني‭ ‬بسيار‭ ‬بد‭ ‬و‭ ‬احمقانه‭ ‬براي‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬باقي‭ ‬نمي‮ ‬ماند‮.‬‭ ‬منتقد‭ ‬روزنامه‭ ‬‮«‬آتلانتا‭ ‬ژورنال‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬مي‮ ‬نويسد‮:‬‭ ‬از‭ ‬هر‭ ‬زاويه‭ ‬كه‭ ‬به‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬نگاه‭ ‬كنيم،‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬اثري‭ ‬بي‮ ‬نهايت‭ ‬مبالغه آميز‭ ‬و‭ ‬مغرضانه‭ ‬است‮.‬‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬در‭ ‬واقع‭ ‬تصويري‭ ‬از‭ ‬‮«‬هركول‮»‬‭ ‬عصر‭ ‬كامپيوتر‭ ‬است‮.‬‭ ‬به‭ ‬گزارش‭ ‬سي‮.‬ان.ان،‭ ‬منتقد‭ ‬روزنامه‭ ‬‮«‬شيكاگو‭ ‬تريبون‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬با‭ ‬نگاهي‭ ‬تند‭ ‬به‭ ‬نكوهش‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬پرداخته‭ ‬است‮.‬‭ ‬وي‭ ‬از‭ ‬كارگردان‭ ‬فيلم‭ ‬خواسته‭ ‬است،‭ ‬تا‭ ‬به‭ ‬سبب‭ ‬اتهامات‭ ‬و‭ ‬تحريف‭ ‬تاريخ‭ ‬ايران‭ ‬و‭ ‬تصويري‭ ‬وحشيانه‭ ‬كه‭ ‬از‭ ‬ايراني‮ ‬ها‭ ‬در‭ ‬فيلمش‭ ‬به‭ ‬تصوير‭ ‬كشيده‭ ‬است،‭ ‬از‭ ‬اين‭ ‬ملت‭ ‬متمدن‭ ‬عذرخواهي‭ ‬كند‮.‬‭ ‬سايت‭ ‬‮«‬فيلم‭ ‬آن لاين‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬آورده‭ ‬است‮:‬‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬يك‭ ‬اثر‭ ‬خشونت بار‭ ‬باشكوه‭ ‬است،‭ ‬كه‭ ‬راه‭ ‬را‭ ‬براي‭ ‬ساخت‭ ‬آثاري‭ ‬سخيف‭ ‬و‭ ‬بي‮ ‬ارزش‭ ‬هموار‭ ‬مي‮ ‬سازد‮.»‬‭ ‬در‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬‮«‬ژاك‭ ‬اسنايدر‮»‬‭ ‬كارگردان‭ ‬هاليوودي،‭ ‬با‭ ‬همكاري‭ ‬كمپاني‭ ‬يهودي‭ ‬‮«‬برادران‭ ‬وارنر‮»‬‭ ‬تلاش‭ ‬كرده‭ ‬است،‭ ‬تا‭ ‬روايتي‭ ‬تحريف‭ ‬شده‭ ‬از‭ ‬مبارزه‭ ‬خشايارشاه‭ ‬اول،‭ ‬پادشاه‭ ‬ايران،‭ ‬با‭ ‬‮«‬لئونيداس‮»‬،‭ ‬شاه‭ ‬‮«‬اسپارت‮»‬،‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬تصوير‭ ‬بكشد‮.‬‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬واقعه‭ ‬تاريخي‭ ‬خشايارشاه،‭ ‬با‭ ‬هزاران‭ ‬هزار‭ ‬نيروي‭ ‬تا دندان‭ ‬مسلح‭ ‬به‭ ‬‮«‬اسپارت‮»‬‭ ‬حمله‭ ‬مي‮ ‬كند‭ ‬و‭ ‬‮«‬لئونيداس‮»‬‭ ‬نيز‭ ‬تنها‭ ‬با‭ ‬‮٠٠٣‬‭ ‬سرباز،‭ ‬درصدد‭ ‬دفاع‭ ‬از‭ ‬مرز‭ ‬و‭ ‬بوم‭ ‬خود‭ ‬برمي‮ ‬آيد‮.«‬ژاك‭ ‬اسنايدر‮»‬‭ ‬در‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬،‭ ‬اگرچه‭ ‬يك‭ ‬واقعيت‭ ‬تاريخي‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬تصوير‭ ‬كشيده‭ ‬است،‭ ‬اما‭ ‬نكته‭ ‬مهم‭ ‬و‭ ‬قابل‭ ‬نكوهش‭ ‬اين‭ ‬است،‭ ‬كه‭ ‬وي‭ ‬ايرانيان‭ ‬را‭ ‬افرادي‭ ‬خونريز،‭ ‬غيرمتمدن،‭ ‬بي‮ ‬فرهنگ‭ ‬و‭ ‬وحشي‭ ‬معرفي‭ ‬كرده‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬مقابل‭ ‬يونانيان‭ ‬را،‭ ‬افرادي‭ ‬بسيار‭ ‬غيور،‭ ‬شريف،‭ ‬آگاه‭ ‬و‭ ‬متمدن‭ ‬به‭ ‬تصوير‭ ‬كشيده‭ ‬است.افريم‭ ‬ليتل‭ ‬‮(‬استاد‭ ‬تاريخ‭ ‬دانشگاه‭ ‬تورنتو‮)‬‭ ‬نيز‭ ‬مي‮ ‬گويد:در‭ ‬فيلم‭ ‬‮«٠٠٣»‬‭ ‬ايراني‮ ‬ها،‭ ‬به‭ ‬شكل‭ ‬موجودات‭ ‬اهريمني‭ ‬و‭ ‬عجيب الخلقه‭ ‬تصوير‭ ‬شده اند‮.‬‭ ‬خشايارشاه‭ ‬يك‭ ‬موجود‭ ‬هشت‭ ‬فوتي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬لباسي‭ ‬پرزرق‭ ‬و‭ ‬برق‭ ‬به‭ ‬تن‭ ‬دارد،‭ ‬با‭ ‬اين‭ ‬حال‭ ‬چهره اش‭ ‬به‭ ‬هم‭ ‬ريخته‭ ‬نيست.اين‭ ‬رويكرد‭ ‬‮«٠٠٣»‬،‭ ‬آشكارا‭ ‬تحريف‭ ‬تاريخ‭ ‬ايران‭ ‬باستان‭ ‬است‮.‬‭ ‬ايراني‮ ‬ها‭ ‬به‭ ‬هيولا‭ ‬تبديل‭ ‬شده اند،‭ ‬اما‭ ‬يوناني‮ ‬هايي‭ ‬كه‭ ‬اسپارتي‭ ‬نيستند،‭ ‬همگي‭ ‬بسيار‭ ‬انساني‭ ‬ترسيم‭ ‬شده اند.در‭ ‬حالي‭ ‬كه‭ ‬به‭ ‬گفته‭ ‬هرودوت،‭ ‬‮«‬لئونيداس‮»‬‭ ‬رهبري‭ ‬ارتشي‭ ‬متشكل‭ ‬از‭ ‬‮٠٠٠٧‬‭ ‬يوناني‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬عهده‭ ‬داشت‮.‬‭ ‬اين‭ ‬يوناني‮ ‬ها‭ ‬در‭ ‬تنگه‭ ‬‮«‬ترموپيل‮»‬‭ ‬با‭ ‬ايراني‮ ‬ها‭ ‬وارد‭ ‬جنگ‭ ‬شدند‮.‬‭ ‬نبرد‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬پياده نظام‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬يوناني‮ ‬ها‭ ‬دو‭ ‬روز‭ ‬كنترل‭ ‬تنگه‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬اختيار‭ ‬داشتند‮.‬

Photo of 300,

پي نوشت:

تريلر اين فيلم را مي توانيد از اين قسمت ببينيد.

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 23:58

     |لينك مطلب

 

 

یادداشتی برای ...

دل نوشت


جاذبه خاک به ماندن میخواند ،

و آن عهد باطني به رفتن...

عقل به ماندن ميخواند ،

و عشق به رفتن...

و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان ، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود...

...

 

چند شب پيش تأفلي زديم به ديوان حافظ شيرازي...

معاشــــــــران گــــره از زلف يــــار بــــــاز كنيــــــــــد            شبي خوش است قصه اش دراز كنيد

حضــور خلوت انس است و دوستـــــــــان جمعنــــد           و ان يكـــــــاد بخـــوانيد و در فـــراز كنيد

ربـــــــــــاب و چنگ به بانــــگ بلنـــــــد مي گوينــــد          كه گوش هـــوش به پيغام اهل راز كنيد

به جـــــان دوست كه غــــم پــــــــــرده بر شما ندرد          گر اعتمــــــــــــــاد بر الطاف كارساز كنيد

ميـــــــان عـــاشـــق و معشوق فرق بسيــــار است         چو يـــــــار ناز نمايد شما نيــــــــــاز كنيد

نخســــت موعظه پيــــر صحبت ايــــــــن حرف است         كه از مصاحــــــــب نــــاجنس احتراز كنيد

هر آن كسي كه در اين حلقه نيست زنده به عشق        بر او نمـــــــــــــرده به فتواي من نماز كنيد

                                            و گـــــــر طلب كند انعامي از شما حافظ  

                                            حـــوالتش به لب يـــــار دلنـــــــــواز كنيد

 

اين يكي رو هم دو سه شب پيش گرفتم:

بود آيـــــــــا كه در ميكده ها بگشايند                      گره از كار فروبسته ما بگشــــــــــــايند

اگر از بهـــر دل زاهـــد خودبين بستند                     دل قوي دار كه از بهــــــــر خدا بگشايند

به صفاي دل رنــدان صبوحي زدگــــان                    بس در بسته به مفتـــــاح دعا بگشايند

نــــامه تعزيت دختــــر رز بنويسيـــــــد                     تا همه مغبچگـــــــان زلف دوتا بگشايند

گيسوي چــنگ ببريد به مرگ مي ناب                    تا حريفان همه خون از مژه ها بگشايند

در ميخـــــانه ببستند خدايـــــا مپسند                   كه در خـــــــــــــانه تزوير و ريا بگشـــــايند

حافظ اين خرقه كه داري تو ببيني فردا                   كه چه زنار ز زيرش به دغا بگشــــــــــايند

 

پي نوشت: اين روزها عجب هوس خوندن اشعار حافظ رو كردم . يه ديوان حافظ روي سيستم نصب كردم و تقريبا عادت كردم كه هر سري كه كامپيوتر رو روشن مي كنم. اول يكي از اشعار حافظ رو بخونم و بعد برم سراغ بقيه كارهام.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 22:6

     |لينك مطلب

 

 

سیاست و اجتماع


آمدیم بعد از چند روز....

باز هم اینقدر موضوع برای گفتن داشتم که مونده بودم چی بنویسم!  بی خیال نوشتن شدمو رفتم سراغ یه شعر زیبا از آقای علی محمد مودب رفتم که برای خودم خیلی جالب بود.

 چیست این آمریکا؟

که بعضی ها با یک بغل ریش

از خدا نمی ترسند و از آمریکا می ترسند

 

رادارها

کاری به کار مرغ های دریایی ندارند

حتی اگر آن ماهی

روح دخترکی باشد

که از هواپیمایی مسافربری

به آب افتاده باشد

از مرغ های دریایی

از ماهی ها

از پریان

از موج ها

که لجوجانه و کودک وار

سر به سینه ناو های غریبه می کوبند

بپرس و برایم بنویس

 

 

این آمریکا چیست؟

                       عبدالحمید!

که پشت همه دیوار های خانه ما

پشت دیوار های قصرشیرین و بندرعباس و تایباد

کمین کرده و با دوربین های هیز نظامی اش

شانه ها و گیسو های درختان ما را دید می زند

 

این آمریکا چیست؟

                       عبدالحمید!

که پنجره های رایانه شخصی من

- که چهارصد و هفتاد هزار تومان

بدهکارم کرده –

زو به او باز می شوند

 

چیست این آمریکا؟

که بعضی ها با یک بغل ریش

از خدا نمی ترسند و از آمریکا می ترسند

درست است

که من بیشتر از تو

هواپیما سوار شده ام

اما تو بیشتر از من می فهمی

ناسلامتی تو هر صبح

در دودخانه ای وضو می گیری

که به دریاهای آزاد می ریزد

 

محکم باش، مرد!

که دیروز دایی شدی و فردا بابا می شوی

ما برای گریه و تماشای غروب به دنیا نیامده ایم

در توضیحات شناسنامه همه ما نوشته اند:

این دیوانه تا آمد

به دنیا خندید

حالا این چه وضعی ست که من

پناه گرفته ام پشت میزی در میدان آرژانتین

در بن بست شانزدهم شرقی

و تو از راه رودخانه

به دریا می روی و می آیی

تا زیردریایی های آمریکایی

اشک هایت را بو نبرند

 

شوخی نکن،

                عبدالحمید!

بی خیال غنی سازی آزمایشگاهی و صنعتی

نمی گذاریم حتی یکی از کلمه هایمان را

به گوانتانامو ببرند

آخر ما به زبانی نفس می کشیم

که یکی از لغاتش

عاشوراست

نه عربی

نه فارسی

به زبان ذوالفقار حیدر کرار

به زبان خون مطهر حسین

 

خیالاتی شده اند

کاندولیزا و جورج

اینجا صحنه بازی رایانه ای نیست

اینجا ایران است

که بندرعباسشپرتغالی ها را چلانده

و بوشهرش انگلیسی ها را

در تبریزش روس ها یخ کرده اند

و در خرمشهرش

عراقی ها عرق

مگر نه موش های کور مغول

حتی گربه های ما را جویدند؟

پس چگونه است

که ایران هنوز شیر است؟

و منگل ها

حتی یکبار هم به جام جهانی نرفته اند؟

چگونه در برابر بیانیه های شورای امنیت سجده کنیم؟

ما همانانیم

که قرآن را گرفتیم و بوسیدیم

اما دستان مطلای خلیفه ها را بریدیم

 

 

بی خیال کدو ها

که کشتی ها و هواپیما ها

به دوبی و کانادا می برند

بی خیال گلابی های گندیده

قلمت را بردار و از کبوتر ها بنویس

از ماسه های متبرک ساحل

ما برای گریه و تماشای غروب

به دنیا نیامده ایم

و برای شنیدن اخبار BBC  و CNN

به دنیا نیامده ایم

تا چرندیات فوکویاما را ترجمه کنیم

صبح نزدیک است و امت واحده باید طلوع کند

 

بلند شو،

          عبدالحمید!

و از چهره سرخ سیب های لبنان بخوان:

"الا ان حزب الله هم الغالبون"

 

پی نوشت:

۱-اگه یادتون باشه چند ماه پیش گفتم برای یه بنده خدایی دعا کنین (یه دختر سه ساله بود) امشب باخبر شدم فوت کرده. خدا به پدر و مادرش صبر بده. به خانم حسینی فرد هم تسلیت میگم. ان شاالله غم آخرتون باشه.

۲-به آقا سعید عزیز هم که اسمشون واسه عمره دانشجویی در اومده از الان تبریک میگم و میگم حاجی امیدوارم سفر خوبی داشته باشی. (حرفهای خصوصیمو بعدا خودم بهت میگم)

 

  نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:43

     |لينك مطلب

 

 

وقتي....

سیاست و اجتماع


حالم گرفته است حسابي.... هيچي نگين لطفا... كامنت هام رو هم مي بندم ....

حسابي داغونم... مرتيكه...بايد.....

خدايا..........................................

...............................................

...............................................

احتمالا خودتون مي دونين چرا؟

شهرام جزايري فرار كرد...

شهرام جزايري از مرزهاي رسمي كشور خارجي نشده است  (احتمالا از مرزهاي غير رسمي خارج ميشه)

آغاز تحقيقات گسترده براي دستگيري شهرام جزايري  (چي بگم والا...)

قوه قضائيه فرار اين مرتيكه رو تاييد كرد 

....بقيه حرفم رو بعدا مي نويسم الان اصلا اعصاب ندارم...

 

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:53

    |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر