تبليغاتX
Webnevesht
 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست و اجتماع
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
خط نوشت
روزمرگي ها

توحید نامه
يك خواب آلود
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
مبارزه با تهاجم فرهنگی
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
پارادایس
مسافر کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
دستنوشته های احمقانه
ما همه خوبیم
شعری برای تو ...
ميدون مين
من ٍ او
داداشيم
B L O G F A

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 


صفحه نخست  | بايگاني  |  درباره من  |  تماس با من

 

گزارش نيوزويك از برتري احمدي نژاد در انتخابات آينده
بيمه همه ايرانيان فاقد بيمه با ماهي 2750 تومان
سر خم مي سلامت شكند اگر سبويي
مأموريت ويژه سخنگويان داخلي امريکا؛ لوث کردن توطئه ترور احمدي‌نژاد
دولت با شجاعت طرح تحول اقتصادي را مطرح كرد
چوب لای چرخ دولت نگذارند، طرح تحول اقتصادی موفق خواهد بود
طرح تحول اقتصادی موجب افزایش کارآیی و رفاه خانوارهای کم درآمد
يك استاد دانشگاه:طرح اقتصادي دولت آثار ضد تورمي دارد
مقاله ای مهم درباره رهبر انقلاب
مقاله ای مهم درباره رهبر انقلاب
آرشيو پيوندهاي روزانه
 
 

 

پیامی به ...

سیاست و اجتماع


اينجا مسجدالاقصي ماست...

بسم الله القاصم الجبارين
اين يک اعتراض نامه به تخريب مسجد الاقصي نيست ، کمي به اين فکر کنيم که اعتراض به چه و اعتراض به که؟! اعتراض به صهيونيست ها ؟! آيا اعتراض ما تغييري در قصد اين ديوانگان پيامبرکش ايجاد مي کند؟! آنها مي خواهند ما را بکشند و تمام آرزويشان تخريب قبله ي اول مسلمانان است؛ اعتراض به مجامع جهاني؟! آيا اعتراض به کساني که همواره از اسرائيل و اشغالگري آن حمايت کرده اند و حتي در مقابل کشتار مردم لبنان از اسرائيل حمايت کردند، تغييري در رويکرد آنها ايجاد مي کند و آيا آن ها اصلاً اهميتي به اين اعتراض مي دهند؟!
اين نامه يک اعتراض نامه نيست بلکه پيامي است به گروه ها و توده هاي مختلفي از مردم که به ترتيب مي آيند:
1- به مجاهدان مسلمان: اي مجاهدان مسلمان امروز تمام نگاه ها به سوي شماست که ببينند چه عکس العملي در مقابل اين جنون صهيونيست ها نشان مي دهيد ؛ اي مجاهدان مسلمان 60 سال است که فلسطين زير ظلم چکمه پوشان اسرائيلي تخريب مي شود و در اين 60 سال ديده ايم که مذاکره هيچ فايده اي براي ما نداشته است و فقط عمل است که جواب مي دهد ؛ پس همانطور که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد همانطور که به شما ظلم کردند به آنان ستم کنيد و آنها را در هر کجا که ديديد به قتل برسانيد!
اي مجاهدان مسلمان شما پرندگان ابابيل خداوند براي تاديب اين ديوانگانيد؛ خداوند اصحاب فيل را که به کعبه حمله کردند، با سنگ هايي از جهنم که بوسيله پرندگان ابابيل بر سر آنها ريخت تاديب کرد ؛ حال چشم ما به شماست و با اموال، جان و هر آنچه داريم از شما حمايت مي کنيم تا ببينيم چگونه اين ديوانگان را تاديب مي کنيد! يقيناً پرتاب چند موشک محدود به شهرک هاي صهيونيستي جواب کافي اي به اين جنايت نيست!
2- به تمام مسلمانان جهان: سال ها است فلسطين در اشغال است و مقصر ماييم؛ مقصر ماييم که به دولت هاي خائن عرب اطمينان کرديم؛ مقصر ماييم که نجنگيديم ، مقصر ماييم که از مجاهدان مسلمان حمايت نکرديم ؛ حال زمان جبران است و هيچ بهانه اي هم پذيرفته نيست؛ فرياد، اعتراض و راهپيمايي دردي از فلسطين دوا نخواهد کرد، فلسطين امروز جان ما براي شهادت و اموال ما براي کمک به مجاهدان مسلمان، تامين اسلحه و بازسازي قدس را مي خواهد! اي مردم عامي مسلمان، اي ثروتمندان، اي نخبگان و ... شما روزي به معاد خواهيد رفت و از شما درباره ي قصورتان در قبال قدس شريف سؤال خواهند کرد! کاري نکنيد که در آخرت پشيمان شويد!
3- به حاکمان کشورهاي عربي و فقيهان درباري: ما را به خير شما اميد نيست ، شر مرسانيد و دهانتان را ببنديد و مانند جنگ 33 روزه لبنان و اسرائيل از صهيونيست ها حمايت نکنيد ؛ و بگذاريد مجاهدان مسلمان صهيونيست ها را نابود کنند.
4- به يهوديان جهان: اي يهوديان! اروپايي ها و مسيحيان به دليل نفرت ديرينه اي که به خاطر مصلوب شدن عيسي (ع) از شما دارند، آرزوي نابودي شما را دارند؛ و چون نتوانستند شما را نابود کنند، زمينه تشکيل اسرائيل را بوجود آوردند؛ حال اسرائيل، اقليتي يهودي در ميان اکثريتي مسلمان است، که در مقابل دوربين هاي جهان و در برابر انظار تمام مردم دنيا مرتکب جناياتي عظيم مي شود، و به اين صورت خشمي جهاني ذخيره مي گردد تا روزي همه ي مردم جهان شما يهوديان را نابود کنند و مسيحيان و اروپايي ها به خواسته ي خود برسند و خداوند از اين حيله آگاه بود که در تورات شما را از تشکيل دولت واحد اسرائيل تا رسيدن آخرالزمان منع کرد تا نابود نشويد! شما صد سال پيش در پناه دولت هاي مسلمان مي توانستيد با آرامش زندگي کنيد ولي در حال حاضر اسرائيل مقدمه ي نابودي شما را آماده مي کند! پس هرچه زودتر خود دولت اسرائيل را نابود کنيد!
5- به مردم سراسر جهان: اي مردم جهان شاهد باشيد که هشدار داده بوديم، ولي اسرائيل نه تنها مردم فلسطين و لبنان را به خاک و خون کشيد بلکه مقدس ترين مکان هاي مسلمانان را نيز نابود کرد پس جنگ ما با ايشان بيهوده نيست و هر چه از حالا بر سر ايشان بياوريم پاسخي به جنون صهيونيست هاي خون خوار است!
Save Al Aqsa

This is not a petition to stop the destruction of the Al Aqsa Mosque in Jerusalem by the Zionist regime. Let's pause for a moment, who are we going to protest against, and where is this formal request going to be reviewed at? Objection to the Israeli government? Is our word going to change the decision of the madman? They want us dead, and destroying our holy place of worship, Al Aqsa Mosque, is one of their sweetest dreams.

Do you really think by protesting against the governments who have always defended the illegal Israeli occupation, the ones who have kept their silence when the people of Lebanon were being slaughtered innocently, is going to make a difference?

This letter is not a petition, but a massage to the following people:

1) To Muslim fighters (Al Mujahedin)

Oh Muslim fighters! Today all the eyes of the Muslim Ummah is upon you to see your reaction towards this great insult from the Zionists.

Oh holy fighters! Palestine and its innocent people have been oppressed, raped, murdered, and thrown out of their homes unjustly for the past 60 years. It is a proven fact that diplomacy and dialogue don't do us any good. It is only by direct action that we will succeed. The holy Quran mentions: “Oppress them as they have oppressed you, and slay them wherever you find them.”

Oh Al Mujahedin! You are the ‘Ababil' birds of Allah the Almighty. Teach these people a lesson they shall never forget. The Almighty Allah punished the ‘Companions of the Elephant' by throwing stones from hell on them. Now we are looking up to you, and willing to support you with our lives and all our belongings. Surely sending a limited number of rockets, in retaliation, to the Zionists cities is not enough for what they are doing.

2) To all Muslims

It is our fault that the land of Palestine has been occupied for the last 60 years. It is our fault because we relied on the Arab leaders who have betrayed us. It is our fault because we did not fight, nor supported the ones who did.

Now it is time to make it up to them. Protests, marches, and petitions, will not make a difference to the people of Palestine . They need our support in every possible way. We should be ready to sacrifice our lives, to give up our existence and wealth, to support the cause of the fighters, the Mujahedin, by providing them with weapons to fight and money to construct the holy land.

Oh Muslims! One day we will all die and go to the next world. We will be questioned regarding to our omission to Quds. Do something that you will not regret later on.

3) To Arab leaders, and their Jurists

We are not expecting any help from you. Just keep your silence, and do not support the Zionists as you did in the 33 day Lebanon-Israel war. Let the Muslim fighters finish off the Zionists without your interruptions.

4) To all Jews

Oh Jews! The Christians and Europeans hate you for crucifying Jesus (Isa, peace be upon him). They wanted to destroy you, but they couldn't. That is why they created the state of Israel . By doing this, the Jews are now a small minority in a great majority of Muslims.

Now all the world media cameras are focused on Israel ; watching the Jewish state murder innocent people and destroy civilian houses everyday. The anger of nations will grow and eventually explode. Then the people of the world will wipe Israel off the map. Allah the Almighty knew about all this, that is why he has forbidden the Jews [Via the holy Torah] to have an independent state of their own until the last ages (Akhar Al Zaman).

You have lived among Muslims in peace for hundreds of years. But now, Israel has become the reason for your destruction. So get rid of it before it ends your time.

5) To all the people around the globe

O people! Be our witnesses! We warned the Zionists regime, but they still massacred the innocent civilians of Lebanon and Palestine . Now they intend to destroy our sacred place of worship (Al Aqsa Mosque). We are fighting the Zionists for a reason, and whatever happens to them from this moment on… is because of their own actions.

براي تاييد و امضاي اين اعتراض نامه بر روي اين لينك كليك كنيد

*** 

پي نوشت:

چند تا پي نوشت بي ربط با مطلب بالا:

***سه تا عكس از دفتر كاري من

يه طرف ديوار  اينم يه قسمت ديگه از ديوار دفتر

اينم ميز كاري منه

***ديشب ابوي محترم پيش ما تشريف داشتن و به بهانه ايشون هم امام رضا(ع) دوباره ما رو خواستن كه بريم ديدنشون. ايشون تو اين عكس در حال گفتمان با مادر محترمه هستن كه دوربين مخفي ما ازشون عكس گرفت. 

عكس مخفي از ابوي گرامي

***امروز صبح با يكي از دوستان بسيار عزيزم كه فقط يك هفته است با ايشون دوست شدم رفتيم كوهسنگي (جبل النور )‌خلاصه عشق و حال و صفا . اون بالا يه ذره نزديك تري و سيمت هم بيشتر وصل ميشه. يه عكس هم از اين پايين گرفتم كه بذارم ملت لذت ببرن. 

 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 22:41

     |لينك مطلب

 

 

آمريكا: چه كسي گفت ما قصد حمله داريم؟


تغییر مواضع آمریکا ، پس از سخنان رهبري

آمريكا: چه كسي گفت ما قصد حمله داريم؟

طي سه هفته اخير به دنبال تصويب قطعنامه 1737 عليه ايران، برخي مقامات آمريكايي با افزايش فشارهاي رواني عليه ايران، زمزمه‌هاي امكان حمله نظامي به اين كشور را مطرح نمودند. نكته قابل توجه اين بود كه افزايش جنگ رواني آمريكا عليه ايران، تصادفاً با همنوايي و همزماني معدودي از روزنامه‌ها و جريانات داخلي در كشور همراه شد.

اگرچه شخصيت‌هاي شناخته شده اكثر جريانات داخلي از جمله اصلاح‌طلبان و اصولگرايان بر وحدت در موضع‌گيري‌هاي داخلي در خصوص بحث هسته‌اي تاكيد مي‌كردند، اما برخي جريانات سعي ‌كردند با ناكارآمد جلوه دادن ديپلماسي هسته‌اي دولت و معرفي برخي شخصيت‌هاي سياسي به عنوان مسببان بحران، تنها راه برون‌رفت از بحران را تعليق دوباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اعلام كنند.

روند عمليات رواني بازيگران خارجي و داخلي از جايي شكل جالب توجهي به خود گرفت كه با شكل‌گيري ترديد‌هايي در خصوص ميزان فايده حربه تهديد عليه ايران در صحبت‌هاي مقامات آمريكايي، شاهد افزايش عمليات رواني همان جريانات داخلي در خصوص مسئله هسته‌اي بوديم.

جملاتي چون «شرايط كشور عادي نيست»، «مردم از وضع موجود نگرانند»،«چرا نگرانيم؟»، «فرصت‌سوزي سم و خيانت است»، «شرايط كشور عادي نيست»،«همه جناح‌ها نگران كشورند»، شرايط كشور عادي نيست» و «فرصت‌سوزي براي كشور سم است»، تيتر صفحات اول روزنامه‌هاي متعلق به همان جريانات بوده كه از تاريخ 4/11/85 تا تاريخ 12/11/85 به صورت مداوم و با تاكيد بر جمله «شرايط كشور عادي نيست» روز به روز در اين روزنامه‌ها درج شده است.

تعجب ناظران سياسي زماني بيشتر برانگيخته شد كه در حالي كه برخي افراد و روزنامه‌هاي مطرح در كشور طي اين دوره زماني سعي مي‌كردند با عمليات رواني القايي بحران را به فضاي ذهني مخاطبين در جامعه منتقل نمايند، مقامات آمريكايي با مشاهده عدم تاثير حربه تهديد عليه ايران، از اعلام مواضع خصمانه خودداري كردند و به سمت اعلام مواضعي با اين سرفصل كه «هنوز هم مي‌توان به ادامه ديپلماسي با ايران اميدوار بود» متمايل شدند.

اين جريانات داخلي با هدف كم‌رنگ نمودن دستاوردهاي هسته‌اي حاكميت (تجديد نظر در ارائه امتيازات بي‌هدف، پيشرفت فني قابل ملاحظه در فعاليت هسته‌اي و اصرار طرف غربي بر ادامه مذاكرات با ايران ) تلاش كردند با غيرعادي نشان دادن وضعيت كشور با تاكيد بر جمله هميشگي «تهديد جدي است»، فضاي فكري را براي فشار رواني بر تيم ديپلماسي هسته‌اي براي انجام تعليق مجدد فعاليت‌ها فراهم كنند.

نقطه عطف شكست پروژه عمليات رواني طرف غربي، سخنراني پنجشنبه هفته گذشته مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان و اعضاي نيروي هوايي ارتش با ايشان بود كه بلافاصله عكس‌العمل مقامات آمريكايي را در پي داشت.

رهبري در سخنان خود عمليات رواني دشمن را با هدف تضعيف روحيه ملت ايران و نشانه‌اي از استيصال دولتمردان آمريكايي دانستند و افزودند: تهديد و ترساندن شيوه قديمي و هميشگي سلطه‌گران براي تضعيف اراده و عزم ملت‌ها و چپاول منابع كشورها بوده است.

رهبري با اشاره به كساني كه مي‌گويند قدرت دشمن را دست كم نگيريد، افزودند: اين حرف درستي است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تاكيد است. اما آيا عاقلانه است كه دشمن را دست كم نگيريم، اما در مقابل، عظمت و توانايي ملت ايران را ناديده بگيريم؟

حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به شايعه حمله امريكا به ايران، تأكيد كردند: دشمنان خوب مي‌دانند كه هرگونه تعرض، عكس‌العمل همه جانبه ملت ايران را نسبت به متعرضان و منافع آن‌ها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت.

بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار بلافاصله واكنش حاكي از دست‌پاچگي مقامات آمريكايي را در پي داشت. به گزارش زي‌نيوز، "تام كيسي" سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در پاسخ به سؤالي در خصوص بيانات آيت‌الله خامنه‌اي رهبر ايران، بدون طرح تهديد نظامي عليه ايران اعلام كرد: «تلاش ما در واكنش به برنامه هسته‌اي ايران تمركز بر ديپلماسي است. گمان مي‌كنم ما به روشني بيان كرده‌ايم كه قصد ما پيگيري مسئله از طريق مجاري ديپلماتيك است.»

"توني اسنو" سخنگوي كاخ سفيد نيز در واكنش به بيانات رهبري تلاش كرد بحث تهاجم به ايران را كمرنگ جلوه ‌دهد و اظهار داشت: «من بارها اعلام كرده‌ام. وزير دفاع آمريكا و رئيس‌جمهور آمريكا هم بارها اعلام كرده‌اند كه قصد حمله به ايران نداريم.»
اميد است توجه مقامات آمريكايي به ناكارآمدي حربه بكارگيري تهديد و اذعان اين مقامات به ناكارآمدي اين حربه، باعث شود معدودي از جريانات داخل نيز در راستاي سياست همنوايي و همزماني با سياست‌هاي طرف غربي، به ناموثر بودن اين فاز از عمليات رواني پي ببرند و به خاطر دستيابي به منافع فردي يا جناحي، منافع ملي را بيش از اين تحت تاثير بازي‌هاي سياسي قرار ندهند.

پي نوشت ها:

۱-اين مطلب برداشتي از سايت فارس بود.

۲-حالم باز بد شده... باز همون بيماري كذايي برگشته... خيلي حالم بده.... خيلي حالم بده....

۳-بازم ميخواستم پي نوشت هاي زيادي بذارم در مورد اين چند روزه ولي به دليل باز نتونستم.

۴-در مورد راهپيمايي شكوهمند ديروز هم عكس ميخوام بذارم هم مطلب ولي هروقت حالم بهتر شد.

۵-از آقاي ابطحي عزيز (معاون محترم رياست جمهوري سابق ) كه لطف كردن و در اين وبلاگ نظر دادن هم تشكر ميكنم.

۶-احتمالا همين روزها در مورد جريان نمايشگاه و جشنواره مطبوعات و همچنين گفتگويي كه با آقاي مظفر (وزير آموزش و پرورش دولت اول خاتمي و نماينده فعلي مردم تهران و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام )داشتم هم مي نويسم.

۷-حالم خيلي بده...

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 14:3

     |لينك مطلب

 

 

مسجد الاقصی را دریابید...

سیاست و اجتماع


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (سوره ی توبه ، آیه ۳۲)

باز هم رژیم سفّاک صهیونیستی در اقدامی ددمنشانه با تخریب قسمتی از اولین قبله گاه مسلمین جهان ماهیت خونخوار، متحجّر و نژادپرستانه‌ی خود را بیش از پیش به تمامی جهان نشان داد. و نشان داد که این رژیم نه برای صلح آنگونه که غرب و آمریکای غاصب بر طبل آن می کوبد بلکه برای فتنه و جنگ و نابودی اسلام پا به عرصه ی خاورمیانه نهاده است و در راستای نابودی مسلمانان عمل می کند.

مسجد الا قصی نه فقط میراث مسلمین ، بلکه میراث جهان است و رژیم غاصب صهیونیست با القا کردن اینکه قبة الصخرة (۱) ، مسجدالاقصی می باشد دست به تخریب مسجدالاخضرا ( مسجد الاقصی حقیقی) زده است و در مقابل رسانه ها با بی‌شرمی تمام قبةالصخرة را به جای مسجدالاقصی معرفی می کند و به تخریب مسجدالاقصی ادامه می دهد.

رژیم غاصب صهیونیست از تخریب قبله گاه مسلمین اهداف بسیاری دنبال می کند که به اختصار چند هدف این رژیم سفّاک را یادآور می‌شویم :

•  پس از شکست سنگین رژیم غاصب صهیونیستی در جنگ سی و سه روزه، در مقابل شمار اندکی از مسلمانان حزب الله لبنان و تلاش بی نتیجه‌اش برای باز پس گیری چند سرباز اسیر شده، غرور اسرائیل و رویای شکست ناپذیر بودنش بیش از پیش بر باد رفت و بر همه جهانیان مخصوصا ملل مسلمان و اعراب روشن شد که رژیم غاصب صهیونیسم بیش از هر زمانی ضعیف است و ملت مسلمان بیشتر از هر زمانی قوی؛ لذا یکی از اهداف این اقدام وحشیانه، تسکین دردی بود که از زخم‌های حزب الله بر پیکر اسرائیلیان وارد شده است.

•  انحراف دادن افکار عمومی و مهاجرین داخل رژیم صهیونیستی از اغتشاشات جاریه در داخل فلسطین اشغالی نظیر استعفای یکی پس از دیگری مسؤولین فلسطین اشغالی ناشی از شکست در جنگ لبنان و همچنین افشای فسادهای اخلاقی رئیس جمهوری و فساد اقتصادی وزیر دارایی کشور صهیونیستی .

•  انتقام از شکست سنگین در مقابل عده ای کمی از امت حزب الله؛ بوسیله ی ضربه زدن و جریحه دار کردن روحیه ی مسلمین با دست یازی به نماد هویت آنان.

رژیم اشغالگر صهیونیسم با تفکر و توهم اینکه جامعه‌ی کنونی فلسطین در جنگ داخلی به سر می‌برد و لبنان نیز در چالش داخلی در مواجه با عناصر حکومتی خود فروشی که نام مسلمان را بر دوش می‌کشند و سرسپرده‌ی طاغوت هستند، به سر می‌برد و نمی‌توانند از خود واکنش قاطع و جامعی نشان دهند؛ جرئت واهی پیدا کرده است و دست به این اقدام دد منشانه زده است.

این جنایت در حالی صورتی میگیرد که دولتی از اعراب شیمون پرز را در آغوش می کشد و آرزوی برای بر قراری ارتباط با دوستی با رژیم غاصب صهیونیست را می‌پروراند!.

این جنایت در حالی صورتی میگیرد که رسانه های عربی و در راس همه ی آنها خبرگزاری الجزیره با وادادگی به سمت غرب و با وقاهت هرچه تمام‌تر مسئله‌ی نفوذ ایران را خطرناک‌تر و مهمتر از خطر اسرائیل برای منطقه می دانند! .

و این گروه های وا داده همان گروه‌هایی هستند که در لوای اسلام و دیانت طبل بر تفرقه و جنگ شیعه و سنی می‌کوبند و خواسته یا ناخواسته خدمت و خوش رقصی برای دشمنان اسلام و مسلمین می‌کنند . و اینها همان گروه هایی هستند که حتی راضی نیستند که خونی از دماغ صهیونیست‌ها ریخته شود !.

امروز ملت‌ها و نهضت‌های اسلامی بیش از پیش در مبارزه با اشغالگرانی همچون آمریکا و صهیونیست و همدستان‌شان هستند و از سوی دیگر در مبارزه با تفرقه افکنان و منافقین و عالمان ساده لوح سازشگری می باشند که با نام دین خدا و به اسم خدا به شیطان و طاغوت خدمت می کنند.

و اکنون این وظیفه‌ی امت مسلمان است که در این شرایط بسیار حساس که حزب‌الله و مردم فلسطین که در یک جبهه بایستی با صهیونیست سفّاک اشغالگر بجنگند و از سوی دیگر باید به مبارزه با حکومت های دست نشانده و خود باخته به مبارزه بر خیزند ؛ به حمایت و دفاع از مرزهای اعتقادی و مقدس خویش برخیزند و بیش از هر زمانی صدای انزجار اسلام را از طاغوتیان زمان خویش برآورند. تا از این به بعد دشمنان حتی خیال انجام چنین کاری هم به سرشان نزند.

و در چنین شرایطی آیا راهی جز اتحاد مسلمانان و ادامه‌ی بیش از پیش مقاومت نهضت‌های اسلامی مانده است؟؟

و همه و همه ی ما موظفیم که به این اقدام شوم و بی‌شرمانه ی رژیم غاصب صهیونیستی پاسخی بدهیم .

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان پیرو بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند :

« واكنش دنياي اسلام به اهانت رژيم صهيونيستي به مسجد الاقصي بايد به گونه اي باشد كه موجب پشيماني رژيم اشغالگر قدس شود زيرا سكوت در اين قضيه به هيچ وجه جايز نيست»

هم پای همه‌ی مسلمانان جهان انزجار و تنفر خود را از اقدام بی شرمانه‌ی رژیم سفّاک و غاصب صهیونیستی ابراز می دارد و اعلام می دارد که همراه سایر مسلمانان ایران با حضور خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن، انزجار و تنفر خویش را بیش از پیش نشان خواهد داد.

وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (ال عمران ۵۴)

امضا:

مجمع وبلاگنویسان مسلمان

انجمن وبلاگنویسان دانشگاه امام صادق

هیئت وبلاگنویسان ایران

پی نوشت:

(۱) . مسجد ی که با گنبد طلایی در تمامی رسانه مشاهده می شود که نام آن قبة الصخرة می باشد و مسجد الاقصی، مسجدی است با گنبد سبز رنگ و نام دیگر آن مسجد الخضرأ می باشد.

۲-برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پی نوشت بالا به این مطلب مراجعه کنید.

۳-برای همبستگی بیشتر لینک این پست رو برای دوستان خود بفرستید.

۴-لینک اعتراضیه اینترنتی این اقدام ددمنشانه را هم بزودی در این پست میتوانید مشاهده نمایید.

۵-قرار بود مطلب دیگری در وبلاگ قرار داده شود که بعلت مهم بودن این مطلب از گذاشتن آن خودداری کردم و این مطلب در وبلاگ قرار گرفت.

۶-اطلاعات بیشتر :

توطئه صهیونیست ها برای تخریب مسجد الاقصی به زبان خود آنها

حداد عادل در نامه‌اي به مديركل يونسكو: حفظ مسجد الاقصی در مقابل هرگونه تخریب اهمیت دارد

یه خبر دیگه از سایت فارس

رهبر فرزانه انقلاب :هرگونه تعرض، عكس العمل ملت ايران را در تمام نقاط جهان به دنبال دارد

 

 

  نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 23:5

     |لينك مطلب

 

 

....

دل نوشت


علی اکبر جوانی را یادم داد...

بابا می رفت هیئت و من خیلی کوچک بودم ، پنج شش سالم بود، هیات و دسته و سینه زنی را دیده بودم . هر سال محرم ، بوی اسفند و اشک و سینه زنی زودتر می امد و می نشست توی شهرمان؛و من خیلی کوچک بودم . از میان تمام اینها فقط اسم زینب و حسین را خوب بلد بودم. می دانستم حسین(ع) مرد کربلاست. می دانستم صبر یعنی زینب ، با همه کوچکی ام خوب می دانستم.

اما آن روزها علی اکبر را خوب نشناختم. سالها بعد، در روزهای جوانی ام شناختمش. توی همان روزهای محرم، میان تمام بوهای خوب و به یادماندنی جوانی همان روزها علی اکبر آمدو جا خوش کرد توی ذهنم . وگرنه من که نمی شناختمش. می شنیدم علی اکبر جوان بود . اولین چیز همین بود که مرا جلب کرد. چقدر جوان بود یعنی؟ تا این حد که جوانی اش را گذاشت زیر پا و روز عاشورا ماندنی شد؟ آره ماندنی؛ که راز ماندگاری همین است.

علی اکبر جوان بود. آنقدر جوان که حتی اختلاف هست بین سن ماندگاری اش، مهم نیست که هیجده سالش بود یا بیست و سه سال یا بیست و هفت سال، نه... قصد چیز دیگری است. علی اکبر «آرمان » را شناخته بود.

علی اکبر حسین ، آرمان را با «آزادی» دیده بود ؛ و آزادی چیزی نبود جز نبودن در قفس ،فکرش را بکن، آفتاب ظهر عاشورا... می تابد و این بار جان مهم نیست ؛ که آرمان مهمتر است. جوانی می ماند پشت دیوار... اما آرمان و ایمان مهمترین واژه ها می شود. آره... من همه اینها را در جوانی ام شنیدم و بعد ،یاد گرفتم که بعضی واژه ها توی زندگی آدم مهم می شوند. علی اکبر حسین جوانی ام را یادم انداخت. یادم انداخت که آزادی و آرمان و ایمان واژه های مهم زندگی ام هستند. علی اکبر یادم داد. این روزها اسم علی اکبر را زیاد می شنوم. توی هر دسته، هیات و کنار هر اشک چشمی یادم می افتد که ... آره ، حالا من جوانم، جوانی ام پشت دیوار خاک نمی خورد، من جوانی و آرمان و ایمان را با علی اکبر یاد گرفتم.

 

                                                 ******************************

پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است

 

پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است . پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.

و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی ،بهتر است بالاتر را نگاه نکنی، زیر ا ممکن است چشمت به خدا بیافتد و او آنقدر بزرگ است که هرچیز پیش او کوچک جلوه می کند.

پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی ،تماشایت می کند و می گذارد شادمان باشی.

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر بشوی، خدا با تو سخت گیر تر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکباز تر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و  زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی.

زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.

پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق بر می داری ، خدا هم گامی در خیرت بر می دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان ، خدا وارد کار می شود و خیالت را در هم می ریزد و معشوقت را در هم می کوبد. معشوقت ، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد ، خدا هرگز نمی گذارد که میان تو و او چیزی فاصله بیاندازد.

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است . نا امیدی از اینجا و آنجا ، ناامیدی از این کس و آن کس . ناامیدی از این چیز و آن چیز.

تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای .

اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت ، حتی قطره ای هم هدر نرفته است . خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است .

خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.

فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر . تا بی نیازتر شوی و به او نزدیک تر.

راستی اما چه زیباست و چه با شکوه و چه شور انگیز که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!

 

پی نوشت:

پی نوشت هایی که می خواستم بنویسم زیاد بود ولی چون حالم خیلی بده نتونستم بنویسم فقط اینو بگم بالاخره نمایشگاه نشریات تجربی افتتاح شد... غرفه مون هم قشنگ شده...امروز که از نمایشگاه اومدم خونه حالم خیلی بد شد... حالم خیلی بده...

 

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 22:4

     |لينك مطلب

 

 

استاد شهید مطهری و روایت او از حماسه حسینی


روح كه بزرگ شد، تن به زحمت مي افتد و روح كه كوچك شد ، تن آسايش مي يابد… روح وقتي كه بزرگ شد ، خواه ناخواه بايد در روز عاشورا سيصد زخم به بدنش وارد شود. آن تني كه در زير سم اسبها لگدمال مي شود ، جريمه يك روحيه بزرگ را مي دهد، جريمه يك حماسه را مي دهد…

***

همين نگاه بود كه روايت مطهري از عاشورا را از ديگر روايتهاي رايج زمان خود متفاوت كرد. استاد شهيد مطهري در كتاب حماسه حسيني به دنبال پاسخ دادن به اين پرسش بود : «چرا ظرفيت فكري و اجتماعي واقعه بزرگي مانند عاشورا، امروز آنقدر به دست ما دچار آسيب شده كه تنها به بعد مصيبت و تراژدي و صفحه سياه آن توجه مي كنيم و از صفحه سفيد و نوراني آن غافليم؟» در پاسخ به اين پرسش مهم بود كه او اثري مانند حماسه حسيني را خلق كرد و در آن وجوه ايجابي و نوراني اين حادثه الهام بخش را روشن نمود. براي همين ، دغدغه هاي اصلي مطهري را در اين كتاب،‌چنين مي بينيم : خرافه زدايي از عاشورا، توجه به ابعاد زندگي ساز و حركت آفرين عاشورا و الهام گيري از ابعاد حماسي اين واقعه.

***

تحريفهايي كه به دست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است، همه در جهت پايين آوردن و مسخ كردن قضيه بوده است، در جهت بي خاصيت كردن و بي اثر كردن قضيه بوده است و در اين امر ،هم گويندگان و علماي امت تقصير داشته اندو هم مردم.

شهيد مطهري تحريفات عاشورا را منكري مي دانست كه بايد با آن قاطعانه و مصلحانه برخورد كرد. او تحريفات را به دو دسته كلي«تحريفات لفظي» (دروغگويي درباره تاريخ و حوادث عاشورا) و «تحريفات معنوي» (القاي اهداف غيرواقعي براي نهضت حسيني) تقسيم مي كرد و مي گفت: شما بايد روضه راست بشنويد… اشكي كه از راه قصابي كردن از چشم بيرون مي آيد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد.

البته شهيد مطهري برخلاف روشنفكران غرب زده نميخواست به بهانه وجود تحريفات و اكاذيب رايج در عزاداريها ،تعلق معنوي مردم به امام حماسه سازشان را به ريشخند بگيرد. او در برابر عزاداريهاي آميخته به تحريفات تاكيد داشت كه : نبايد با اينها مبارزه كرد بايد اينها را اصلاح نمود.

نكته مهم اين است كه شهيد مطهري تحريفات معنوي را بسيار خطرناكتر از تحريفات لفظي عاشورا مي دانست. به نظر او، امام حسين (ع) آنقدر واضح  اهداف خود از اين قيام را توضيح داده است كه اگر ما دست از تنبلي و بي سوادي و عافيت طلبي برداريم، هيچ احتياجي به تفسيرهاي ناروا از اين حادثه نداريم و با همين نگاه بود كه تفسيرهاي صرفا معنوي و شخصي از اين حادثه همه جانبه و اجتماعي را نقد مي كرد.

***

شعارهاي اباعبدالله (ع) شعارهاي احياي اسلام است . اين است كه چرا بيت المال مسلمين را يك عده به خودشان اختصاص داده اند؟ چرا حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مي كنند؟ چرا مردم را دو دسته كرده اند: مردمي كه فقير فقير و دردمندند و مردمي كه از پرخوري نمي توانند از جايشان بلند شوند؟

الگوپذيري اجتماعي و حركت در مسير آزاديخواهي حسيني ، دغدغه اي بود كه مطهري داشت و مي گفت رمز اصلي عزاداري براي سيد الشهدا(ع) همين تجديد روحيه انقلابيگري و ساكت ننشستن در برابر ظلمها و انحرافهاست. او حسين (ع) را نه يك مقتول تلف شده كه بايد به حال او و خانواده اش تاسف خورد، بلكه قهرماني اجتماعي مي ديد كه ياد او بايد زنده كننده روح حماسه و عزت و سازش ناپذيري باشد.

مطهري با نگاهي دقيقتر، حادثه عاشورا هم به عنوان امر به معروف و نهي از منكر و هم به عنوان يك حركت تبليغي براي معرفي دين مي ديد وبراي همين در «حماسه حسيني » طي دو فصل مجزا و مفصل ، مباني فكري قوي خود را در دو موضوع امر به معروف و نهي از منكر و تبليغ و مبلغ مطرح كرده كه از جنبه كاربردي بسيار خواندني و شيرين هستند.

نگاه نقادانه استاد شهيد مطهري به عزاداريها و تاكيد او بر جنبه هاي الگوآفرين حماسه حسيني ،‌نه فقط در كتاب حماسه حسيني بلكه در تمامي آثار او ردپايي دارد. مثل آن جا كه مي گويد: « آيا حسين بن علي (ع) نيازي دارد كه ما و شما بياييم بنشينيم و برايش گريه كنيم ، العياذبالله ،‌عقده هاي دلش خالي مي شود؟ ...يا عقده هاي دل فاطمه زهرا(س) و حضرت امير(ع) خالي مي شود؟ ... پس مساله چيست؟ ... اسلام، اصلي دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگري ، اصلي دارد به نام حماسه شهادت... حسين (ع) حماسه شهادت است ، حسين شعار عدالت اسلامي است... تا شما نام حسين(ع) را زنده نگه مي داريد، يعني ما طرفدار عدالت اسلامي هستيم . اينكه پرچم سياه بالاي خانه تان مي زنيد يعني من وابسته حسينم. كدام حسين ؟ همان حسيني كه درراه عدالت شهيد شد.».

منبع: كتاب حماسه حسيني جلد 1

 

 ***************

پی نوشت:

۱-نمایش خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند.

۲-جاذبه خاک به ماندن می خواند، و آن عهد باطنی به رفتن...  عقل به ماندن می خواند ، و عشق به رفتن... و این هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان ، در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود.

۳-پی نوشت های دیگری هم هست که فردا نوشته میشه.

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 22:39

     |لينك مطلب

 

 

اینها دروغ است باور نکنید!!! نگاهی به تحریفهای عاشورا

فرهنگ و هنر


شهيد مطهري درمجموعه كتاب هاي حماسه حسيني روي يك نكته تأكيد ويژه دارد؛ اين كه واقعه عاشورا به مرور دچار تحريفاتي شده كه بايد از آن ها حذر كرد. اين ها فقط چند تا از  تحريفاتي هستند كه مطهري در جلدهاي 1 و 3 حماسه حسيني به شان اشاره كرده. قسمت غم انگيز ماجرا اين جاست كه بعضي از اين ها هنوز رايج اند و اين ور و آن ور مدام از مداح ها و مجلس گردان ها مي شنويدشان.مطهري اين حرف ها را نزديك به 30 سال پيش زده. از آن موقع تا حالا هم اين جور دروغ ها و افسانه ها بيشتر اگر نشده باشند، كمتر نشده اند. شما چند نفر ديگر را مي شناسيد كه با جديت و وسواس مطهري افتاده باشند به جان اين دروغ ها و سعي كرده باشند چهرة امام شان را از زير همة اين خرافات و باورهاي سطحي و منحرف بكشند بيرون؟ اصلا چرا ما فقط رفته ايم سراغ نقل قول هاي مطهري و خودمان جرأت نمي كنيم  از يكي از اين دروغ هاي جديدي كه به حسين و عاشورا نسبت مي دهند، حرف بزنيم؟ فكر نمي كنيديك جاي كارمان بدجور مي لنگد؟

1-داستان تشنگي

اين جور نيست كه سه شبانه روز آب نخورده باشند، نه! سه شبانه روز بود كه ممنوع بودند. ولي در اين خلال توانستند يكي دوبار از جمله در شب عاشورا آب تهيه كنند. [اصلا] لقب سقا ، آب آور،قبلا [يعني قبل از عاشورا] به حضرت ابوالفضل داده شده بود؛ چون يك نوبت يا دو نوبت ديگر در شب هاي پيش، حضرت ابوالفضل توانسته بود برود صف دشمن را بشكافد و براي اطفال اباعبدالله آب بياورد. حتي غسل كردند، بدن هاي خودشان را شست وشو دادند.

2-داستان اربعين

نمونه ديگر، اربعين است. اربعين كه مي رسد، همه، اين روضه را مي خوانند و مردم هم خيال مي كنند اين طور است كه اسرا از شام به كربلا آمدند و در آن جا با جابر ملاقات كردند و امام زين العابدين هم با جابر ملاقات كرد. در صورتي كه به جز در كتاب لهوف، كه آن هم نويسنده اش يعني سيدبن طاووس در كتاب هاي ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تأييد نكرده است، در هيچ كتاب ديگري چنين چيزي نيست و هيچ دليل عقلي هم اين را تأييد نمي كند. ولي مگر مي شود اين قضايايي را كه هر سال گفته مي شود از مردم گرفت؟! جابر اولين زائر امام حسين عليه السلام بوده است و اربعين هم جز موضوع زيارت قبر امام حسين عليه السلام [توسط جابر و نه اهل بيت] هيچ چيز ديگري ندارد. موضوع تجديد عزاي اهل بيت نيست، موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست ، اصلا راه شام از كربلا نيست، راه شام به مدينه، از همان شام جدا مي شود (ج1)... عبور شهدا از كربلا و ملاقات امام سجاد با جابر افسانه است. (حماسه حسيني،ج 3)

3-داستان ليلا و علي اكبر

نمونه ديگر قصه ليلا مادر حضرت علي اكبر است. البته ايشان مادري به نام ليلا داشته اند، ولي حتي يك مورخ نگفته كه ليلا در كربلا بوده است. اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علي اكبر داريم. حتي من در قم، در مجلسي كه به نام آيت الله بروجردي تشكيل شده بود و البته خود ايشان در مجلس نبودند، همين روضه را شنيدم كه علي اكبر به ميدان رفت، حضرت به ليلا فرمود كه از جدم شنيدم كه دعاي مادر در حق فرزند مستجاب است، برو در فلان خيمه خلوت موهايت را پريشان كن، در حق فرزندت دعا كن شايد خداوند اين فرزند را سالم به ما برگرداند! اولا ليلايي در كربلا نبوده كه چنين كند. ثانيا اصلا اين منطق، منطق حسين نيست . منطق حسين در روز عاشورا، منطق جانبازي است. تمام مورخين نوشته اند كه هر كس اجازه مي خواست، حضرت به هر نحوي كه مي شد عذري برايش ذكر كند، ذكر مي كرد، به جز براي علي اكبر؛ فاستاذن في القتال اباه فاذن له. يعني تا اجازه خواست، گفت برو. حال چه شعرها كه سروده نشده! از جمله اين شعر كه مي گويد:         

                      خيز اي بابا از اين صحرا رويم              نك به سوي خيمة ليلا رويم

4-داستان هلاك كردن دشمن

ملا آقاي دربندي در اسرار الشهاده نوشته است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار نفر بود. بايد سؤال كرد اين ها از كجا پيدا شدند؟ اين ها همه در كوفه بودند؟ ... مگر كوفه چقدر بزرگ بود؟ كوفه يك شهر تازه ساز بود كه هنوز سي و پنج سال بيشتر از عمر آن نگذشته بود، چون كوفه را در زمان عمربن خطاب ساختند. (اين شهر را عمر دستور داد بسازند، براي اين كه لشكريان اسلام در نزديكي ايران مركزي داشته باشند.) در آن وقت معلوم نيست همة جمعيت كوفه آيا به صدهزار نفر مي رسيده است يا نه؟ ... و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين در روز عاشورا سيصدهزار نفر را با دست خودش كشت! با بمبي كه در هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند، و من حساب كردم كه اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد پايين و در هر ثانيه يك نفر كشته شود، كشتن سيصدهزار نفر، هشتادوسه ساعت و بيست دقيقه وقت مي خواهد. بعد كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نمي آيد، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است!

پی نوشت:

این مطلب ادامه دارد...

 

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 22:42

     |لينك مطلب

 

 

عشق سرخ، آتش سرخ و عصیان سرخ

دل نوشت


آن مرد عاشق بود و آن بازی عشق و آن حریف خدا . دور ، دور آخر بود و بازی به دستخون رسیده بود. آن مرد ، زمین را سبز می خواست . دل را سبز می خواست. انسان را سبز .زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز.اما سبزی را بهایی است به غایت سرخ و بازی به غایتش رسیده بود .به غایتی سرخ .و از این رو بود که آن مرد، سرخ را برگزید.که عشق سرخ است و آتش سرخ و عصیان سرخ. و از میان تمام سرخان، خون را برگزید . نه این خون رام آرام سر به زیر فروتن را ، آن خون عاصی عاشق را. آن خون که فواره است و فریاد . او خون خویش را برگزید . که بازی سخت سرخ  و سخت خونین بود.

ترکش کنید و تنهایش بگذارید که شما را یارای یاری او نیست. این بازی آخر است و نه جوشن به کار می آید و نه نیزه و نه شمشیر و نه سپر. دیگر نه طمع بهشت و نه ترس دوزخ و نه هول رستاخیز. بروید و بردارید و بگریزید.

دیگر پیراهنتان پاره نخواهد شد. تنتان ،پاره پاره خواهد شد. کیست؟ کیست که با تن پاره پاره بماند؟دیگر غنیمتی نصیبتان نخواهد شد. کیست؟ کیست که با قلب شرحه شرحه بماند؟ از عزیمت را دیگر بازگشتی نیست. زیرا که آن یار ، گلو را بریده و خون را پاشیده بر آسمان . کیست؟ کیست که با گلوی بریده و خون پاشیده بر آسمان بماند؟

وقتی بنده اید و او مالک ، بازی این همه سخت نیست وقتی عابدید و او معبود، بازی این همه سخت نیست.

اما آن زمان که عاشقید و او معشوق ، یا آن هنگامه که او عاشق است و شما معشوق، بازی این چنین سخت است و این چنین سرخ و این چنین خونین. و بازی عاشقی را نخواهید برد، جز به بهای خون خویش. آن مرد حسین بود و آن بازی کربلا و آن یار خدا.

 پی نوشت:

* فرا رسیدن ماه خون و قیام ماه محرم بر همه آزادگان جهان تسلیت باد.

**موسیقی وبلاگ رو همون جور که گفته بودم تغییر دادم. البته باز هم تغییر می کنه .

*** در روزهای دیگه دو تا مطلب خیلی مهم در مورد جریانات مربوط به حادثه عاشورا رو میذارم روی وب.

****آقا یکی به ما کمک کنه این پروژه مون رو انجام بدیم دیگه...

*****چند روز بود حالم خیلی بد بود . الان خیلی بهتر شدم.

******همونجور که مشخصه بنر وبلاگ عوض شده. آخر وبلاگ رو هم ببینید یه دونه عکس گذاشتم.

اللهم عجل فی فرجه مولانا اباصالح المهدی

 

  نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 23:45

     |لينك مطلب

 

 

 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني - الگو گيري از سايت آرمانشهر