تبليغاتX
Webnevesht


















::آیه ی روز::

::
::
::

: امیر قافله ی عشق :

: زنده باد نورنوردان :

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

..

 

 

 
 

 

و در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش ، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... و با نبودن چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و او با عدم و عدم گوش نداشت... حرف هایی هست برای گفتن... که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن . حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند . حرفهایی شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه ماورایی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

دل نوشت
روزنوشت
سیاست داخلي
فرهنگ و هنر
ما و آقا مرتضا
شخصی
روزمرگي ها
سياست خارجي
فلسطين، اسرائيل ،صهيونيسم
نقد دولت دهم

کافه شیدایی
توحید نامه
يك خواب آلود
مسعود دهنمكي
وحدت عماد
جلیل صفربیگی
ارمیا معمر
محمدحسین رنجبران
نیایش ققنوس
الهه مشرق زمين
صداي بال فرشتگان
دکتر افروغ
توهم
محمد مسيح
محمدرضا زائری
پارتیزان
یه امل مدرنیسم نشده
علیرضا ناصح
چهار ديپلمات
و عشق صدای فاصله هاست
ته تغاری خانواده
علی طائبی
محمدآل حبيب
حجت حسنی سعادت
بچه هاي قلم
عاشقانه
شازده کوچولو
خبرنگار مسلمان
اميرمهدي حكيمي
گلبرگ
حيات طيبه
الوهیت
ما همه خوبیم
ميدون مين
بیا بیا که مرا باتو ماجرایی هست
من ٍ او
داداشيم
منتظران ياس
قاصدک
اتود
عطر سیب و یاس
بانوی اردیبهشت
دست نوشته های یک بسیجی
روزهای سورمه ای
نفس
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز
فرصت

بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

 
   


 

وب نوشته های یک مینی روزنامه نگار

صفحه نخست  | بايگاني  | پروفايل مدير وبلاگ  | فتوبلاگ  |  درباره من  |  تماس با من

 

جدیدترین نظرسنجی درباره انتخابات ایران
لباس زنانه بپوشید و از خودتان عکس بگیرید!
جوان:آرزوي سايت افراطي حامی هاشمی با ترور فرماندهان سپاه محقق شد
پاکپور: سپاه و طوایف برای انتقام هم‌قسم شده‌اند
نوروز از شهدای سیستان باعنوان " کشته" یاد کرد
سکوت خاتمي،کروبي و موسوي در برابر فاجعه ترورفرماندهان سپاه
همسر شهید اسماعیلی: روزی که کروبی زندانیم کرد 200همسر شهید دیگر هم زندانی بودند
رنجنامه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از نامه هاشمی رفسنجانی
اسنادی از هوچیگری طرفداران میرحسین !مدعیان زنده باد مخالف من
دبیر کل ادوار تحکیم وحدت:مشكلات امروز كشور محصول برنامه‌ريزي‌هاي دولت موسوي است
آرشيو پيوندهاي روزانه
 
 

 

عجب غربالی است فتنه ی 88

سیاست داخلي


آن روزها كه مناظره‌ها از تلويزيون پخش مي‌شد و پا به پاي آن هيجاني مي‌شديم و گاه عصباني! آن شب‌هاي معتدل بهاري كه با رد و بدل كردن مدل به مدل سي‌دي‌هاي انتخاباتي داغ داغ شده بود! آن روزها كه طرفداران نامزدها در خيابان‌ها براي هم كري مي‌خواندند و در پاسخ به شعارهاي يكديگر شعار مي‌ساختند! آن صبح‌ها و عصرها كه رنگ به رنگ شبهه مي‌ديديم و سياه‌نمايي و افشاگري! آن روزها كه فرصت آخر كانديداها بود و هر گروه در تب و تاب پيروزي كانديداي خود روزنامه‌ها را ورق مي‌زد و وب‌گردي مي‌كرد! آن لحظات شيرين شركت 85 درصدي مردم در انتخابات و آن طعم دلنشين پيروزي كانديداي منتخب مردم! آن لحظات التهاب‌آور اتهام‌زني و دروغ‌پراكني و شبهه‌سازي! آن روزهاي تلخ‌تر از زهر فتنه‌انگيزي و حرمت‌سوزي! و آن دقايق شورآفرين رويارويي مردم هميشه در صحنه ايران عزيز در 9 دي!


اعتراف مي‌كنم كه در همه اين لحظات و آنات فكر نمي‌كردم كه اتفاق زيباتري در پس اين فتنه نهفته است و انقلاب قرار است كه پس از دردي جانكاه همه عفونت‌ها را بزدايد و كم كم سلامتي خويش را باز يابد. اعتراف مي‌كنم كه فكر نمي‌كردم آن تفكر پليد زرسالاري‌ كه در پس رنگ‌ها دنبال مطامع خود بود، به اين زودي‌ها رنگ ببازد!

و پس از سال‌ها بايد به صدا و سيما آفرين گفت كه با زدودن غبارهاي آرشيو خود و نشان دادن وقايع مهجور مانده اين انقلاب و نيز بازخواني تفكرات ناب صاحب آن، حقيقت كثيف اشرافيت تئوريزه شده را برملا كرد.

پريشب كه برنامه موفق"ديروز، امروز، فردا" را مي‌ديدم، علي‌غم اين‌كه اطلاعات بسيار مفيدي را دريافت كردم، غمي نيز در دلم نشست، غمي كه ناشي از تفكرات مغلطه‌آميز برخي خواص بود كه در رسانه ملي آن را ترويج مي‌دهند و قطعا عده‌اي را همراه تفكرات غلط خود مي‌كنند. صالحان را به آدرس‌دهي اشتباه به مردم متهم مي‌كنند، اما خود غلط‌ترين آدرس را به مردم مي‌دهند! نمي‌دانم از كي تا به حال بريز و بپاش در حيطه مسؤوليت، مبازره با فساد اقتصادي است و نمي‌دانم از كي زندگي اشرافي با مبارزه با استكبار و اجراي عدالت قابل جمع شده است؟!

اما ديشب بعد از سخنان حاج سعيد قاسمي بسيار خرسند بودم از برنامه آقاي فلاحيان!!!

چرا كه اگر آن صحبت‌ها مطرح نمي‌شد، حرف‌هاي ناب آقا روح‌الله با بيان شيوا و رساي حاج سعيد تا اين اندازه تاثيرگذار و  دلنشين نمي‌نمود!

معتقدم فتنه 88 بدجوري غربال‌گري مي‌كند! اگر نبود اين فتنه‌ها چه بسا بيرون كشيدن اين فيلم‌هاي آرشيوي از غبارخانه سيما، اين‌قدر مؤثر و كارگر نمي‌افتاد!


نكته آخر: شهدا زنده‌اند و لحظه به لحظه ما را رصد مي‌كنند، مگر نديدي سيد مرتضي ديشب چه حالي به برنامه رفيقش داد!


اللهم عجل لوليک الفرج


*اتفاقات خوبی در راهه...

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 12:59توسط وب نوشت

     |ادامه ی مطلب

 

 


أین عمار؟؟؟

دل نوشت



این چه فتنه است که آفت زده ایمان ها را

"این عمار" که روشن بکند جان ها را

"این عمار" که تبیین حقایق بکند

"این عمار" که از دست شما دق بکند

اشعث و اشعری و طلحه به هم ساخته اند

تیغ تیز حکمیت به علی آخته اند

لیک این قصه به تقدیر علی خواهد بود

حکم اینجا فقط از آن ولی خواهد بود

کربلایی هم اگر باشد در پیش چه باک!

سر شمر است در اینجا که بیفتد بر خاک!

ما حبیبیم و به جز عشق دراین دلها نیست

"این عمار" که بیند که علی تنها نیست


پی نوشت: 

* استاد عزیز شازده کوچولو ...ممنون...واقعا دل گرمم کردی.و ممنون از قاصدک بابت امیدواری و دلگرمی

*ریزش ها و رویش ها از زبان رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای 

به شما عرض کنم بشارتهای الهی اینقدر زیاد است که هر غمی را از دلها پاک می کند. نباید خیال کرد که اگر چهار نفر آدمی که سابقه انقلابی دارند از کاروان انقلاب کنار رفتند، پس انقلاب غریب ماند. نه آقا! همه انقلابها، همه فکرها، همه جریانهای گوناگون اجتماعی هم ریزش دارند؛ هم رویش دارند. شما به صدر اسلام نگاه كنید، ببینید آن كسانى ‌كه در دوران غربت اسلام و غربت على، از امیرالمؤمنین دفاع كردند، چه كسانى بودند؟ این‌ها سابقه‌داران اسلام نبودند. سابقه‌داران اسلام، جناب طلحه و جناب زبیر و جناب سعدبن‌ابى وقاص و امثال این‌ها بودند. بعضى از این‌ها على را تنها گذاشتند؛ بعضى از این‌ها در مقابل على ایستادند. این‌ها ریزش‌ها بودند. اما رویش كدام است؟ رویش، عبدالله‌ بن ‌عباس است؛ محمد بن ‌أبى‌بكر است؛ مالك اشتر است؛ میثم تمار است. این‌ها رویش‌هاى جدیدند. این‌ها كه در زمان پیامبر نبودند؛ این‌ها در همان دوران غربت اسلام روییدند؛ این‌ها نهال‌هاى تازه‌اند. شما ببینید یك مالك اشتر در همه‌ى تاریخ اسلام چقدر مؤثر است.     

* عمار یاسر می مانیم!!!

     الهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 15:56توسط وب نوشت

     |ادامه ی مطلب

 

 


خسته ام...

دل نوشت


این روزها خسته ام...خسته تر از همیشه ...

منتظرم...


پی نوشت: این روزها احساس می کنم یه خبرهایی داره میشه...باید آماده بشیم...

آرامش...

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 14:49توسط وب نوشت

     |ادامه ی مطلب

 

 


اجازه نمی دهیم پروژه ی جام زهر 2 به نتیجه برسد

سیاست داخلي


چند ماه پیش از انتخابات بود که عطریانفر از سران شناخته شده اصلاح طلبان اعلام کرد که هاشمی رفسجانی هدایت جریان اصلاحات در کشور را برعهده گرفته است. هر چند ماجرای هاشمی را می توان از پیش از آن شروع کرد، اما بگذارید این داستان طولانی را از نامه توهین آمیز او به رهبر معظم انقلاب پیگیری کنیم.

نامه ای بی عرض سلام و ادب، که از آتش هایی در خیابان خبر می داد! و رهبر عزیز را با گستاخی به امر مطلوب خود می خواند.
همسر او عفت مرعشی هم در روز رای گیری در مقابل دوربین های خبرنگاران اعلام کرد که اگر موسوی انتخاب نشد، تقلب شده است و مردم به خیابان ها بریزند!

کارشکنی های هاشمی در روند پیگیری شکایات و رفع مشکلات، واضح تر از آن بود که مردم از آن بی خبر بمانند، حضور مداوم فرزندان او در مرکز اغتشاشات نیز با سکوت رضایت آمیز هاشمی همراه شد و کار را به جایی رساند که خوشبین ترین افراد هم نتوانند نقش جدی هاشمی را در این میانه نادیده بگیرند.

بعد از مراحل مختلفی که هر روز یک توطئه و آشوب علیه نظام، به اجرا در آمد و سخنرانی های گاه و بیگاه هاشمی بر آتش ها افزود، سرانجام در عاشورای 88، کار به خطرناکترین جا رسید و آشوب طلبان بر علیه مقدس ترین اعتقادات مردم حمله بردند، واکنش سریع و خودجوش مردم در این روز به قدری سنگین بود که نشان می داد ماجراجویان بعد از انتخابات به انتهای خط رسیده اند.

بلافاصله بعد از این ماجرا بود که علی مطهری با آن مشخصاتی که همه سیاسیون از آن آگاه هستند، طرحی را با عنوان آشتی 7 ماده ای ارائه کرد که غیر از اینکه در حد و اندازه های علی مطهری نبود، مشخصا احمدی نژاد را هدف گرفته بود و با تکرار خواسته های هاشمی، بیش از آنکه موسوی و خاتمی و کروبی و سرکردگان آشوب ها را محاکمه بکشد، به احمدی نژاد حمله کرده بود!!

این طرح که به سرعت در سایت های حامی هاشمی رفسنجانی منتشر شد، مشخصا سعی می کرد تا اذهان عمومی را از فجایع خشونت طلبان در روز عاشورا منحرف کند و تنها چند روز بعد از آن، موسوی در بیانیه 17 خود، مشابه همان راه حل ها را ارائه کرده بود تا سران پنهان و آشکار فتنه را از دنیای اموات بازگرداند.

در پی این اتفاق بود که محسن رضایی که از نزدیکان خاص هاشمی محسوب می شود، در اتفاقی نادر و تنها در عرض چند ساعت نامه ای درباره  بیانیه موسوی به “محضر مبارك رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي” نوشت و ادعا کرد از آنجایی که “آقاي ميرحسين موسوي از انكار دولت آقاي احمدي‌نژاد عقب نشینی کرده است” شما با آن همراهی کنید!

در مورد این نامه نکاتی چند به ذهن می رسد:

1) انتشار سریع نامه محسن رضایی در حالی صورت می گیرد که اگر رضایی، از محتویات دقیق نامه، پیشاپیش اطلاع نداشت، برای تحلیل چنین شرایطی و مشورت با مشاوران، زمان زیادی صرف می شد و واکنش به چنین نامه ای که با حرکت غیر منتظره موسوی، همراه بوده، طبعا زمان بیشتری را هم می برد!
حال چگونه ممکن است کسی که از نوشتن یک پیام تسلیت ساده عاجز است، به چنین سرعتی موضوع بدین مهمی را تحلیل کند و با مشاوران مشورت کند و درباره آن، نامه ای به این مهمی هم بنویسد؟!

2) محسن رضایی در جایگاهی نیست که بتواند برای رهبر عزیز انقلاب، تعیین تکلیف کند، پس چگونه حاضر می شود که چنین نامه عجیبی را به رهبر انقلاب بنویسد؟
حتی اگر محسن رضایی قصد کمک به کشور را هم داشت، می توانست این موضوع را به صورت خصوصی و محرمانه با امام خامنه ای در میان بگذارد؛ این در حالی است که انتشار عمومی این نامه، انتظارات متفاوتی در جامعه ایجاد می کند و عده ای را منتظر جواب مستقیم رهبری به آن می کند و خود این در مضیقه قرار دادن رهبری، نکته مهمی است.

3) نامه محسن رضایی این نتیجه را به همراه دارد که موسوی و بقیه سران فتنه را که بعد از راهپیمایی میلیونی مردم، در آستانه حذف سیاسی و حقوقی بودند، هم طراز رهبری قرار می دهد و این انتظار را به وجود می آورد که رهبری به آن ها پاسخگو باشد و عملا این اقدام، نه تنها موسوی را از مرگ سیاسی نجات می دهد، بلکه جایگاهی بالا به او می بخشد و مشخص است که رضایی از این نتیجه آگاه است و عامدانه دست به چنین کاری زده است.

4) اشاره رضایی به “نگراني‌ها و ابهامات ماه‌هاي اخير در سرمايه گذاريهاي اقتصادي و ساير فعاليتهاي كشور” که تکرار همان حرف های بیانیه موسوی است، این موقعیت را فراهم می کند تا موسوی از یک “محارب” دین و نظام به یک “منتقد” دولت تبدیل شود و چه کسی است که نداند این کار، خنثی کردن انتظارات شدید مردم برای محاکمه سران فتنه است؟!

5) بر خلاف آنکه رضایی ادعا کرده است که موسوی از انکار دولت احمدی نژاد دست برداشته است و به واسطه آن از رهبری خواسته شده است تا موسوی را مورد گذشت قرار دهد، دقت در بیانیه موسوی، خلاف این موضوع را نشان می دهد و چناچه یکی از حامیان موسوی در مطلبی با عنوان “نرمش بدون سازش میرحسین: پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد!” اشاره کرده است:

میرحسین موسوی تلویحا ایده “عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد” را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند.

آن جایی که می نویسد : “اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.” معنی این “مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده” در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز “تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی” باشد.

با توجه به این موارد به نظر می رسد که محسن رضایی هدفی بالاتر در ذهن دارد و همان طور که از لابه لای نامه او به خوبی مشخص شد، قصد اتمام کاری را دارند که هاشمی با نامه خشمگینانه خود در پیش از انتخابات آغاز کرد و در تمام 7 ماه اخیر به نتیجه نرسید.

مثلث هاشمی و موسوی و رضایی که در زمان جنگ، در اقدامی پرابهام، امام راحل را به “نوشیدن جام زهر” وادار کردند، این بار و در پروژه ای پیچیده تر قصد دارند تا رهبری را به نوشیدن این جام و تمکین به خواسته های غیرقانونی خود وادار کنند و موسوی را که حتی حاضر به پذیرش مسئولیت بیانیه های خود و عواقب قانون شکنی هایش نشده است به قدرت بازگردانند و رئیس جمهور منتخب مردم که اتفاقا “نظرش به نظر رهبری نزدیک تر است” را کنار بزنند.

البته این بار، این مثلث که نقش فرماندهی هاشمی در آن، روشن است، برگ های برنده کمتری در اختیار دارد و حمایت های آشکار و پنهان آن ها از خشونت گرایان و آشوب طلبان، نفرت خاصی را در مردم از آن ها ایجاد کرده است و این خشم مقدس را نمی توانند در کوتاه مدت و حتی میان مدت از بین ببرند، از این رو به نظر می رسد که تنها راهکار آن ها برای پیشبرد جریانشان، حملات شدید به رهبری است که در ماه های اخیر و تجمعات اخیرشان هم به طور مکرر تمرین کرده اند.

در این میان، برای از بین بردن آخرین برگ برنده آنان،  باید حمایت خود از رهبری را محکم تر و قوی تر از همیشه کنیم و برای ناکامی پروژه جام زهردهندگان به امام، از یاد نبریم که آنچه امام (ره) را وادار به این کار کرد، تضعیف جبهه های مردمی بود که امکان مقاومت را از ایشان گرفت.

حالا که مالک اشتر، به چشم فتنه رسیده است؛ نگذاریم که او را برگردانند.

پس چون یاران حسین (ع)، همراه رهبری می ایستیم و آگاهی و روشنگری را فراموش نمی کنیم.

 

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 16:25توسط وب نوشت

     |ادامه ی مطلب

 

 


 


 

طراحي :محمدرضا سلطاني